ambulations

[ایالات متحده]/ˌæmbjəˈleɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌæm.bjuː.ˈleɪ.ʃənz/

ترجمه

n. عمل راه رفتن یا حرکت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

daily ambulations

قدم زدن های روزانه

ambulations for exercise

قدم زدن برای ورزش

جملات نمونه

his daily ambulations around the park were a source of joy.

قدم زدن های روزانه او در اطراف پارک، منبع شادی بود.

the doctor advised her to limit her ambulations after surgery.

پزشک به او توصیه کرد که بعد از جراحی، قدم زدن هایش را محدود کند.

even in his old age, he still enjoyed his daily ambulations.

حتی در سن بالا، او هنوز از قدم زدن های روزانه خود لذت می برد.

the patient's ambulations were weak and unsteady due to the injury.

به دلیل آسیب دیدگی، قدم زدن های بیمار ضعیف و ناپایدار بود.

her morning ambulations helped her clear her head before work.

قدم زدن های صبحگاهی او به او کمک کرد تا قبل از شروع به کار، ذهنش را تازه کند.

the dog's ambulations were a blur of energy and enthusiasm.

قدم زدن های سگ، ترکیبی از انرژی و اشتیاق بود.

his long ambulations through the forest led him to a hidden clearing.

قدم زدن های طولانی او در جنگل، او را به یک فضای باز پنهان رساند.

the city's new pedestrian walkways encouraged leisurely ambulations.

پیاده روهای جدید شهر، قدم زدن های آرام و تفریحی را تشویق می کرد.

she took her daily ambulations with a sense of peace and tranquility.

او با حس آرامش و سکون، قدم زدن های روزانه خود را انجام می داد.

the artist captured the essence of movement in his depiction of ambulations.

هنرمند، جوهر حرکت را در تصویرسازی خود از قدم زدن ها به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید