amiablenesses

[ایالات متحده]/ˈeɪmiəbəlnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈeɪmiəbəlnəsɪz/

ترجمه

n. جمع امیابلنس؛ صفات دوست داشتنی و لطیف بودن

عبارات و ترکیب‌ها

with amiableness

با لطف

display amiableness

نمایش لطف

جملات نمونه

the amiablenesses of the new neighbors made them popular.

خوبی‌های جدید همسایگان آن‌ها را محبوب کرد.

we appreciated the amiablenesses shown by the tour guides.

ما خوبی‌هایی که توسط راهنمای گردشگری نشان داده شدند را قدر دانستیم.

her natural amiablenesses helped her win the competition.

خوبی‌های طبیعی او به او کمک کرد تا در مسابقه برنده شود.

the amiablenesses of both families ensured a union.

خوبی‌های هر دو خانواده یکپارچگی را تضمین کرد.

despite differences, their amiablenesses created harmony.

با وجود تفاوت‌ها، خوبی‌های آن‌ها هماهنگی ایجاد کرد.

the manager valued the amiablenesses of his team members.

مدیر خوبی‌های اعضای تیم خود را ارزشمند دانست.

shared amiablenesses often lead to lasting friendships.

خوبی‌های مشترک اغلب به دوستی‌های پایدار منجر می‌شود.

the various amiablenesses of the staff impressed the guests.

خوبی‌های مختلف کارکنان مهمان‌ها را تحت تأثیر قرار داد.

childhood stories often highlight the amiablenesses of animals.

داستان‌های کودکی اغلب خوبی‌های حیوانات را تاکید می‌کنند.

their combined amiablenesses diffused the tension immediately.

خوبی‌های ترکیبی آن‌ها به طور فوری تنش را کاهش داد.

true amiablenesses are revealed during difficult times.

خوبی‌های واقعی در زمان‌های دشوار آشکار می‌شوند.

the professor noted the amiablenesses in student discussions.

استاد خوبی‌های در مباحثات دانشجویی را یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید