ammoes

[ایالات متحده]/ˈæməʊz/
[بریتانیا]/ˈæmoʊz/

ترجمه

n. مهمات جنگی؛ سلاح‌های گرم؛ آممو (اسم خاص)؛ (عربی) آمو

عبارات و ترکیب‌ها

low on ammoes

کمبود مهمات

plenty of ammoes

مهمات فراوان

ammoes for days

مهمات برای روزها

ammoes are essential

مهمات ضروری هستند

reload the ammoes

مهمات را دوباره بارگیری کنید

ammoes are depleted

مهمات تمام شده اند

جملات نمونه

the soldiers ran out of ammoes in the middle of the battle.

سربازان در میانه نبرد، مهماتشان را تمام کردند.

they needed to replenish their ammoes before the next attack.

آنها قبل از حمله بعدی به تجدید مهماتشان نیاز داشتند.

the rebels had a limited supply of ammoes, making their defense difficult.

مقاومان موجودی محدودی از مهمات داشتند که باعث دشوار شدن دفاع آنها شد.

he was skilled at reloading ammoes quickly and efficiently.

او در بارگیری سریع و کارآمد مهمات مهارت داشت.

the weapons factory produced thousands of ammoes every day.

کارخانه تولید اسلحه، هر روز هزاران مهمات تولید می کرد.

he carefully checked the ammoes before loading them into the gun.

او قبل از بارگذاری آنها در تفنگ، مهمات را با دقت بررسی کرد.

the soldiers used a variety of ammoes, depending on the target.

سربازان از انواع مختلف مهمات استفاده می کردند، بسته به هدف.

a shortage of ammoes could cripple their military operation.

کمبود مهمات می توانست عملیات نظامی آنها را فلج کند.

the sound of firing ammoes echoed through the valley.

صدای شلیک مهمات در دره طنین انداز شد.

he was trained to handle and store ammoes safely.

او آموزش دیده بود تا به طور ایمن با مهمات برخورد و آنها را نگهداری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید