amphibolite

[ایالات متحده]/ˈæmfɪbəlaɪt/
[بریتانیا]/amˈfɪbəlˌaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سنگ دگرگونی که از هورنبلند و پلاژیوکلاز فلدسپار تشکیل شده است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

amphibolite facies metamorphism

متابولیسم رخ دادهای آمفیبولیت

amphibolite alteration

تغییر آمفیبولیت

amphibolite formation

تشکیل آمفیبولیت

metamorphic amphibolite rocks

سنگ های آمفیبولیت متاورفیک

amphibolite sample analysis

تجزیه و تحلیل نمونه آمفیبولیت

amphibolite mineral composition

ترکیب مواد معدنی آمفیبولیت

جملات نمونه

the metamorphic rock contains amphibolite minerals.

صخره metamorfیک حاوی مواد معدنی آمفیبولیت است.

geologists studied the amphibolite formation process.

زمین‌شناسان فرآیند تشکیل آمفیبولیت را مطالعه کردند.

amphibolite is often found in high-grade metamorphic terrains.

آمفیبولیت اغلب در مناطق metamorfیک با درجه بالا یافت می‌شود.

the amphibolite's dark color indicates its rich mineral content.

رنگ تیره آمفیبولیت نشان دهنده محتوای غنی آن از مواد معدنی است.

scientists analyzed the chemical composition of the amphibolite sample.

دانشمندان ترکیب شیمیایی نمونه آمفیبولیت را تجزیه و تحلیل کردند.

the presence of amphibolite suggests past tectonic activity.

حضور آمفیبولیت نشان دهنده فعالیت‌های تکتونیکی گذشته است.

amphibolite can be used as a building material in some regions.

آمفیبولیت می‌تواند به عنوان مصالح ساختمانی در برخی مناطق مورد استفاده قرار گیرد.

the amphibolite formation is influenced by temperature and pressure.

تشکیل آمفیبولیت تحت تأثیر دما و فشار قرار دارد.

researchers are investigating the properties of different types of amphibolite.

محققان در حال بررسی خواص انواع مختلف آمفیبولیت هستند.

amphibolite is a fascinating example of metamorphic rock transformation.

آمفیبولیت نمونه‌ای جالب از دگرگونی سنگ‌های metamorfیک است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید