analphabets

[ایالات متحده]/ˈænæləfæt/
[بریتانیا]/ˌænəlˈfæfɛt/

ترجمه

n. شخصی که قادر به خواندن یا نوشتن نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

analphabet literacy

سواد بی‎سوادان

analphabet education

آموزش بی‎سوادان

addressing analphabet populations

رسیدگی به جمعیت بی‎سواد

analphabet communities

جامعه‎های بی‎سواد

the analphabet challenge

چالش بی‎سوادان

analphabet skills gap

شکاف مهارت‎های بی‎سوادان

promoting analphabet awareness

ترویج آگاهی از بی‎سوادان

analphabet support programs

برنامه‎های حمایتی بی‎سوادان

reducing analphabet rates

کاهش نرخ بی‎سوادان

جملات نمونه

he is ananalphabet and cannot read or write.

او بی‌سواد است و نمی‌تواند بخواند یا بنویسد.

literacy rates are low in some remote areas, leaving many people as analphabets.

نرخ سواد در برخی مناطق دورافتاده پایین است که باعث می‌شود بسیاری از افراد بی‌سواد باشند.

education is crucial to combat illiteracy and reduce the number of analphabets.

آموزش برای مبارزه با بی‌سوادى و کاهش تعداد بی‌سوادان بسیار مهم است.

the project aims to teach basic literacy skills and empower analphabets.

هدف این پروژه آموزش مهارت‌های سواد پایه و توانمندسازی بی‌سوادان است.

she felt frustrated as an analphabet in a world dominated by written communication.

او به عنوان یک بی‌سواد در دنیایی که تحت سلطه ارتباطات نوشتاری است، احساس ناامیدی کرد.

being an analphabet can limit opportunities for education, employment, and social participation.

بی‌سواد بودن می‌تواند فرصت‌های آموزش، اشتغال و مشارکت اجتماعی را محدود کند.

many analphabets rely on oral traditions and storytelling to pass down knowledge.

بسیاری از بی‌سوادان برای انتقال دانش به سنت‌های شفاهی و داستان‌گویی متکی هستند.

the government is working to provide literacy programs for analphabets of all ages.

دولت در حال تلاش برای ارائه برنامه‌های سوادآموزی برای بی‌سوادان در تمام سنین است.

access to education can help break the cycle of illiteracy and empower analphabets.

دسترسی به آموزش می‌تواند به شکستن چرخه بی‌سوادى و توانمندسازی بی‌سوادان کمک کند.

despite being an analphabet, he was a skilled artisan and craftsman.

با وجود بی‌سواد بودن، او یک صنعتگر و هنرمند ماهر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید