anecdotists

[ایالات متحده]/ˌænɪkˈdɒtɪst/
[بریتانیا]/ˌænɪkˈdoʊtɪst/

ترجمه

n. شخصی که داستان‌ها یا وقایع جالب را روایت یا جمع‌آوری می‌کند.; شخصی که داستان‌های حوادث جالب را بیان یا گردآوری می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

anecdotist extraordinaire

داستان‌گو برجسته

professional anecdotist

داستان‌گو حرفه‌ای

anecdotist at heart

داستان‌گو از صمیم قلب

a gifted anecdotist

داستان‌گو با استعداد

master anecdotist

داستان‌گو استاد

self-proclaimed anecdotist

داستان‌گو خودخوانده

the court anecdotist

داستان‌گو درباری

a seasoned anecdotist

داستان‌گو باتجربه

an aspiring anecdotist

داستان‌گو مشتاق

جملات نمونه

the anecdotist kept his audience captivated with humorous stories.

راوی داستان‌ها با داستان‌های خنده‌دار، مخاطبان خود را مجذوب می‌کرد.

he was known as an excellent anecdotist, able to weave tales that were both funny and insightful.

او به عنوان یک راوی داستان عالی شناخته می‌شد، کسی که می‌توانست داستان‌هایی با هم ببافد که هم خنده‌دار و هم روشنگر بودند.

her grandmother was a gifted anecdotist, always ready with a story for any occasion.

مادربزرگش یک راوی داستان بااستعداد بود، همیشه آماده‌ای برای هر مناسبتی داستان گفتن.

the party was lively thanks to the talented anecdotist who kept everyone entertained.

مهمانی به لطف راوی داستان بااستعداد که همه را سرگرم می‌کرد، پر جنب و جوش بود.

a good anecdotist knows how to tailor their stories to their audience.

یک راوی داستان خوب می‌داند چگونه داستان‌های خود را با توجه به مخاطبانش تنظیم کند.

the anecdotist's ability to connect with his listeners was evident in their rapt attention.

توانایی راوی داستان در ارتباط با شنوندگانش در توجه شدید آنها آشکار بود.

he wasn’t just an anecdotist; he was a master storyteller who could transport you to another world.

او فقط یک راوی داستان نبود؛ او یک داستان‌گو بود که می‌توانست شما را به دنیای دیگری ببرد.

the anecdotist used vivid language and gestures to bring his stories to life.

راوی داستان از زبان و حرکات زنده برای زنده کردن داستان‌هایش استفاده کرد.

she was a natural anecdotist, able to spin yarns that were both entertaining and thought-provoking.

او به طور طبیعی یک راوی داستان بود، کسی که می‌توانست داستان‌هایی با هم ببافد که هم سرگرم‌کننده و هم تفکربرانگیز بودند.

the anecdotist's stories often had a moral lesson hidden within their humor.

داستان‌های راوی داستان اغلب دارای یک درس اخلاقی پنهان در شوخی آنها بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید