anhedonias

[ایالات متحده]/ˌæn.hiˈdoʊniəs/
[بریتانیا]/ˌæn.hɛˈdoʊniəs/

ترجمه

n. یک وضعیت پزشکی که با ناتوانی در تجربه لذت از فعالیت‌هایی که قبلاً لذت‌بخش بودند، مشخص می‌شود.

جملات نمونه

the anhedonias made it difficult for him to enjoy activities he once loved.

آنهدونیا باعث می‌شد که برایش دشوار باشد از فعالیت‌هایی که زمانی دوست داشت لذت ببرد.

anhedonias can be a symptom of various mental health conditions.

آنهدونیا می‌تواند علامتی از شرایط سلامت روان مختلف باشد.

the medication helped to alleviate her anhedonias and improve her mood.

دارو به کاهش آنهدونیا و بهبود خلق و خوی او کمک کرد.

researchers are studying the neurological basis of anhedonias.

محققان در حال بررسی پایه عصبی آنهدونیا هستند.

anhedonias can lead to social withdrawal and isolation.

آنهدونیا می‌تواند منجر به انزوای اجتماعی و دوری از جمع شود.

he struggled with anhedonias, finding no pleasure in things that used to bring him joy.

او با آنهدونیا دست و پنجه نرم می‌کرد و در چیزهایی که زمانی باعث شادی او می‌شدند، هیچ لذتی نمی‌یافت.

therapy can be helpful for addressing the underlying causes of anhedonias.

درمان می‌تواند برای رسیدگی به علل زمینه‌ای آنهدونیا مفید باشد.

understanding anhedonias is crucial for effective treatment.

درک آنهدونیا برای درمان مؤثر بسیار مهم است.

anhedonias can significantly impact a person's quality of life.

آنهدونیا می‌تواند به طور قابل توجهی بر کیفیت زندگی یک فرد تأثیر بگذارد.

early intervention for anhedonias can prevent further emotional distress.

مداخله زودهنگام برای آنهدونیا می‌تواند از ناراحتی عاطفی بیشتر جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید