animadverted

[ایالات متحده]/ˌænɪˈmæd.vɜːr.tɪd/
[بریتانیا]/ˌænɪˈmæd.vɝːtɪd/

ترجمه

v. به طور قوی و رسمی ابراز عدم توافق یا انتقاد کردن

جملات نمونه

he animadverted on her carelessness in handling the documents.

او به بی‌احتیاطی او در رسیدگی به اسنادها اشاره کرد.

she animadverted against his proposal, arguing it was impractical.

او با استدلال بر اینکه غیرعملی بود، با پیشنهاد او مخالفت کرد.

the professor animadverted on the students' lack of preparation for the exam.

استاد به نداشتن آمادگی دانش‌آموزان برای امتحان اشاره کرد.

in his speech, he animadverted on the government's policies regarding healthcare.

در سخنرانی خود، او به سیاست‌های دولت در مورد مراقبت‌های بهداشتی اشاره کرد.

the editor animadverted upon several grammatical errors in the manuscript.

ویراستار به چندین خطای گرامری در دست‌نویس اشاره کرد.

she animadverted on his rude behavior at the dinner party.

او به رفتار بی‌ادبانه او در مهمانی شام اشاره کرد.

the lawyer animadverted to the inconsistencies in the witness's testimony.

وکیل به تناقضات در شهادت شاهد اشاره کرد.

he animadverted on the lack of progress being made on the project.

او به عدم پیشرفت در پروژه اشاره کرد.

the critic animadverted upon the film's weak plot and predictable ending.

منتقد به طرح ضعیف و پایان قابل پیش‌بینی فیلم اشاره کرد.

she animadverted on his tendency to interrupt others during conversations.

او به تمایل او به قطع کردن صحبت دیگران در طول مکالمات اشاره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید