objected

[ایالات متحده]/əbˈdʒɛktɪd/
[بریتانیا]/əbˈdʒɛktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکتی از شیء؛ برای ابراز عدم توافق؛ برای اعتراض؛ برای رد پذیرش؛ برای احساس تنفر

عبارات و ترکیب‌ها

objected strongly

به شدت اعتراض کرد

objected vehemently

با شدت اعتراض کرد

objected publicly

به طور علنی اعتراض کرد

objected quietly

به طور پنهانی اعتراض کرد

objected formally

به طور رسمی اعتراض کرد

objected immediately

بلافاصله اعتراض کرد

objected openly

به طور آشکارا اعتراض کرد

objected repeatedly

به طور مکرر اعتراض کرد

objected persistently

به طور پیوسته اعتراض کرد

جملات نمونه

she objected to the proposal during the meeting.

او با پیشنهاد مطرح شده در طول جلسه مخالفت کرد.

they objected strongly to the changes in the policy.

آنها به شدت با تغییرات در سیاست مخالفت کردند.

he objected to the way the project was being managed.

او با نحوه مدیریت پروژه مخالفت کرد.

the lawyer objected to the evidence presented in court.

وکیل با مدارکی که در دادگاه ارائه شد مخالفت کرد.

many residents objected to the construction of the new highway.

بسیاری از ساکنان با ساخت بزرگراه جدید مخالفت کردند.

she objected to the decision made by the committee.

او با تصمیمی که توسط کمیته گرفته شد مخالفت کرد.

he objected when they tried to change the rules.

او زمانی که آنها سعی کردند قوانین را تغییر دهند مخالفت کرد.

they objected to the unfair treatment of workers.

آنها با رفتار ناعادلانه با کارگران مخالفت کردند.

she objected to the idea of increasing taxes.

او با ایده افزایش مالیات مخالفت کرد.

the teacher objected to the student's behavior in class.

معلم با رفتار دانش آموز در کلاس مخالفت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید