animatronics

[ایالات متحده]/ˌænɪmætˈrɒnɪks/
[بریتانیا]/ˌænɪˌmætrɑːˈnɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فن آوری ایجاد مجسمه های شبیه به واقعیت که به طور خودکار حرکت می کنند، معمولاً در سرگرمی یا روباتیک استفاده می شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

animatronics technology

فناوری رباتیک

lifelike animatronics

رباتیک شبیه به زندگی

animatronics performance

اجرای رباتیک

advanced animatronics

رباتیک پیشرفته

animatronics museum exhibit

نمایشگاه رباتیک در موزه

realistic animatronics figures

تصاویر رباتیک واقع گرایانه

animatronics for entertainment

رباتیک برای سرگرمی

جملات نمونه

the animatronics in the museum were incredibly realistic.

ربات‌های موزه‌ای به طرز باورنکردنی واقع‌گرایانه بودند.

children love watching the animatronics perform.

کودکان عاشق تماشای اجرای ربات‌ها هستند.

the animatronics used in the movie were state-of-the-art.

ربات‌هایی که در فیلم استفاده شدند، از آخرین فناوری روز بهره‌مند بودند.

they spent months designing and building the animatronics.

آنها ماه‌ها برای طراحی و ساخت ربات‌ها وقت گذاشتند.

the animatronics added a new level of realism to the theme park.

ربات‌ها سطح جدیدی از واقع‌گرایی را به پارک موضوعی اضافه کردند.

animatronics are becoming increasingly popular in entertainment.

ربات‌ها به طور فزاینده‌ای در سرگرمی محبوب می‌شوند.

the animatronics were controlled by a complex system of wires and pulleys.

ربات‌ها توسط یک سیستم پیچیده از سیم و طناب کنترل می‌شدند.

she was amazed by the lifelike movements of the animatronics.

او تحت تاثیر حرکات شبیه به زندگی ربات‌ها قرار گرفت.

the animatronics brought the dinosaurs to life for visitors.

ربات‌ها دایناسورها را برای بازدیدکنندگان زنده کردند.

he studied animatronics in college and now works as a designer.

او ربات‌ها را در دانشگاه مطالعه کرد و اکنون به عنوان طراح کار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید