annalist

[ایالات متحده]/ˈænəˌlɪst/
[بریتانیا]/ənˈælɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که سالنامه‌ها (سابقه‌های تاریخی) را می‌نویسد یا جمع‌آوری می‌کند؛ یک گردآورنده‌ی تاریخچه‌ها یا حساب‌های تاریخی.

عبارات و ترکیب‌ها

annalist's account

گزارش راوی

renowned annalist

راوی مشهور

historical annalist

راوی تاریخی

annalist's perspective

دیدگاه راوی

ancient annalist

راوی باستانی

political annalist

راوی سیاسی

the annalist's work

کار راوی

annalist's chronicle

خلاصه رویدادها راوی

the annalist writes

راوی می‌نویسد

جملات نمونه

the historian is also an accomplished annalist.

تاریخ‌نگار همچنین یک راوی ماهر است.

annalists meticulously record historical events.

راویان به دقت وقایع تاریخی را ثبت می‌کنند.

the annalist's work provides valuable insights into the past.

کار راوی بینش‌های ارزشمندی در مورد گذشته ارائه می‌دهد.

ancient civilizations relied on annalists to preserve their history.

تک تمدن‌های باستانی برای حفظ تاریخ خود به راویان متکی بودند.

the annalist's account was biased towards the ruling class.

گزارش راوی به نفع طبقه حاکم مغرضانه بود.

modern historians often consult ancient annalists for their perspectives.

تاریخ‌نگاران مدرن اغلب برای دیدگاه‌های خود با راویان باستانی مشورت می‌کنند.

annalists played a crucial role in shaping historical narratives.

راویان نقش مهمی در شکل‌دهی روایت‌های تاریخی داشتند.

the annalist's work was praised for its accuracy and detail.

کار راوی به دلیل دقت و جزئیات مورد تحسین قرار گرفت.

annalists faced the challenge of objectivity in recording events.

راویان با چالش بی‌طرفی در ثبت وقایع روبرو بودند.

the annalist's legacy continues to influence historians today.

میراث راوی همچنان بر تاریخ‌نگاران امروزی تأثیر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید