archivist

[ایالات متحده]/'ɑːkɪvɪst/
[بریتانیا]/'ɑrkɪvɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که مسئول جمع‌آوری، نگهداری و سازماندهی آرشیوها است.

جملات نمونه

The archivist carefully cataloged the historical documents.

نگهبان اسناد با دقت اسناد تاریخی را فهرست‌نویسی کرد.

The archivist is responsible for preserving and organizing valuable records.

نگهبان اسناد مسئول حفظ و سازماندهی سوابق ارزشمند است.

The archivist specializes in managing and maintaining archives.

نگهبان اسناد در مدیریت و نگهداری آرشیوها تخصص دارد.

The archivist digitized old photographs for easier access.

نگهبان اسناد عکس‌های قدیمی را برای دسترسی آسان دیجیتالی کرد.

The archivist uncovered a rare manuscript in the collection.

نگهبان اسناد یک دست‌نویس کمیاب را در مجموعه کشف کرد.

The archivist is knowledgeable about preservation techniques.

نگهبان اسناد در مورد تکنیک‌های حفظ اطلاعات آگاهی دارد.

The archivist works in a library to manage historical records.

نگهبان اسناد در یک کتابخانه برای مدیریت سوابق تاریخی کار می‌کند.

The archivist collaborated with researchers to access primary sources.

نگهبان اسناد با محققان برای دسترسی به منابع اصلی همکاری کرد.

The archivist is passionate about uncovering hidden stories within archives.

نگهبان اسناد مشتاق کشف داستان‌های پنهان در آرشیوها است.

The archivist carefully handles fragile documents to prevent damage.

نگهبان اسناد با دقت اسناد شکننده را برای جلوگیری از آسیب مدیریت می‌کند.

نمونه‌های واقعی

Mr. Trump told Mr. Cannon last winter to tell the archivists that he had returned everything.

آقای ترامپ به آقای کانون در زمستان گذشته دستور داد به بایارها اطلاع دهد که او همه چیز را پس داده است.

منبع: New York Times

SC Johnson's archivist, Terri Boessl showed me around.

تری بوسل، بایار شرکت SC Johnson، من را در آنجا راهنمایی کرد.

منبع: Vox opinion

Because those medieval archivists weren't just grumps who liked to chain stuff to desks.

زیرا آن بایارهای قرون وسطی فقط افراد عصبانی نبودند که دوست داشتند وسایل را به میزها زنجیر کنند.

منبع: The story of origin

Hallmark cards archivist Samantha Bradbeer says their company Valentines date back more than 100 years.

سامانتا بردبیر، بایار Hallmark Cards می‌گوید، کارت‌های ولنتاین شرکت آنها به بیش از 100 سال قبل بازمی‌گردد.

منبع: CNN 10 Student English February 2019 Compilation

Archivists in the Scottish town of Holick stumbled across the manuscript containing the Latin text and chance for her mass.

بایارهای شهر اسکاتلندی Holick به طور تصادفی با دست‌نویسی که متن لاتین و فرصتی برای مراسم مذهبی او داشت روبرو شدند.

منبع: BBC Listening November 2012 Collection

And one of those archivists is Stewart Berg.

و یکی از آن بایارها استوارت برگ است.

منبع: 99% unknown stories

(Laughter) And I asked for some guidance from our archivist there.

(خنده) و من برای راهنمایی از بایار ما در آنجا درخواست کردم.

منبع: TED Talks (Video Edition) July 2019 Collection

So, why didn't you just ask the Morrigan's Archivist?

بنابراین، چرا فقط از بایار مورگان سؤال نکردید؟

منبع: Lost Girl Season 4

When the archivists found it, Chusid thought the melody was so classic, it must have been a cover.

وقتی بایارها آن را پیدا کردند، چوسید فکر کرد که این ملودی آنقدر کلاسیک است که باید یک بازخوانی باشد.

منبع: 99% unknown stories

And, actually, that scanner -- I found out about it from an archivist at the Academy of Motion Picture Arts and Sciences.

و در واقع، آن اسکنر - من در مورد آن از طریق بایار آکادمی علوم و هنرهای سینمایی دریافت کردم.

منبع: TED Talks (Video Edition) March 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید