annoyingly

[ایالات متحده]/ə'nɔiiŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که باعث تحریک یا ناامیدی می‌شود

جملات نمونه

This annoyingly common condition is known as eyelid myokymia.

این وضعیت رایج آزاردهنده به نام پلک میوکیمیا شناخته می شود.

annoyingly slow internet connection

اتصال اینترنت به طرز آزاردهنده ای کند

annoyingly persistent sales calls

تماس های فروش به طرز آزاردهنده ای پیگیر

annoyingly long wait times

زمان انتظار به طرز آزاردهنده ای طولانی

annoyingly crowded public transportation

حمل و نقل عمومی به طرز آزاردهنده ای شلوغ

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید