anonymously

[ایالات متحده]/ə'nɔnəməsli/
[بریتانیا]/əˈn ɑnəməslɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بدون فاش کردن هویت شخصی؛ زیر یک نام مستعار.

عبارات و ترکیب‌ها

post anonymously

ارسال به صورت ناشناس

send anonymously

ارسال به صورت ناشناس

جملات نمونه

She donated money anonymously.

او به طور ناشناس پول اهدا کرد.

The tip was left anonymously on the table.

نکته به طور ناشناس روی میز گذاشته شد.

He received an anonymously written letter.

او یک نامه با نویسندگی ناشناس دریافت کرد.

The survey can be completed anonymously.

این نظرسنجی را می توان به طور ناشناس تکمیل کرد.

An anonymously sourced article was published in the newspaper.

یک مقاله با منبع ناشناس در روزنامه منتشر شد.

The artist prefers to work anonymously.

هنرمند ترجیح می دهد به طور ناشناس کار کند.

The donation was made anonymously to protect the donor's privacy.

برای محافظت از حریم خصوصی اهدا کننده، کمک به طور ناشناس انجام شد.

The message was sent anonymously to avoid detection.

برای جلوگیری از شناسایی، پیام به طور ناشناس ارسال شد.

The note was left anonymously at her doorstep.

یادداشت به طور ناشناس در آستانه در او قرار داده شد.

The author chose to publish the book anonymously.

نویسنده تصمیم گرفت کتاب را به طور ناشناس منتشر کند.

نمونه‌های واقعی

You created adam Peer as a way to blow the whistle anonymously.

شما آدم پیر را به عنوان راهی برای افشای بی‌نام و ناشناس ایجاد کردید.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

And you'd love to tell them anonymously?

و آیا دوست دارید به طور ناشناس به آنها بگویید؟

منبع: BBC Listening Collection August 2014

Digital technology makes it easy to disseminate libel widely and anonymously.

فناوری دیجیتال انتشار افترا را به طور گسترده و ناشناس آسان می کند.

منبع: The Economist (Summary)

Edwin connected to a VPN server first, then went online anonymously.

ادوین ابتدا به یک سرور VPN متصل شد و سپس به طور ناشناس آنلاین رفت.

منبع: The Guardian (Article Version)

If we do it anonymously, no one will take us seriously.

اگر آن را به طور ناشناس انجام دهیم، هیچ کس ما را جدی نخواهد گرفت.

منبع: Super Girl Season 2 S02

For decades, she worked almost anonymously before winning the Nobel Prize in 2015.

برای دهه‌ها، او تقریباً به طور ناشناس کار کرد تا زمانی که در سال 2015 جایزه نوبل را برد.

منبع: CRI Online September 2019 Collection

One way to measure how a shopper is feeling is to watch people anonymously.

یکی از راه های سنجش احساسات یک خریدار، تماشس مردم به طور ناشناس است.

منبع: CNN Selected August 2016 Collection

For a small fee, customers can make calls, send texts and access the internet anonymously.

در ازای یک هزینه کم، مشتریان می توانند تماس بگیرید، پیامک ارسال کنید و به طور ناشناس به اینترنت دسترسی پیدا کنید.

منبع: The Economist - International

The number comes from an official speaking anonymously.

این عدد از یک مقام رسمی که به طور ناشناس صحبت می کند، می آید.

منبع: AP Listening Collection February 2022

Jane's parents supported her education, and provided space for her to write and publish her work anonymously.

والدین جین از تحصیلات او حمایت کردند و فضایی برای نوشتن و انتشار آثارش به طور ناشناس فراهم کردند.

منبع: TED-Ed (video version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید