anti-sovietism

[ایالات متحده]//ˌæntiː ˈsoʊviətɪzəm//
[بریتانیا]//ˌæntiː ˈsoʊviətɪzəm//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مخالفت با اتحاد شوروی و سیاست‌های آن؛ یک گونه ایدئولوژی سیاسی که با اتحاد شوروی دشمنی دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

anti-sovietism sentiment

اندیشه ضد اتحادیه

fueled anti-sovietism

اندیشه ضد اتحادیه را تقویت کرد

rise of anti-sovietism

افزایش اندیشه ضد اتحادیه

exhibiting anti-sovietism

نمایش اندیشه ضد اتحادیه

anti-sovietism policies

سیاست‌های ضد اتحادیه

promoting anti-sovietism

تبلیغ اندیشه ضد اتحادیه

rooted in anti-sovietism

پایه‌گذاری شده در اندیشه ضد اتحادیه

anti-sovietism rhetoric

خطابه‌های ضد اتحادیه

era of anti-sovietism

عصر اندیشه ضد اتحادیه

marked anti-sovietism

علامت‌گذار اندیشه ضد اتحادیه

جملات نمونه

the reagan administration strongly promoted anti-sovietism throughout the 1980s.

دولت ریگان در طول دهه 1980 به شدت ضد اتحاد شوروی را ترویج می‌کرد.

anti-sovietism fueled many cold war policies and military build-ups.

ضد اتحاد شوروی بسیاری از سیاست‌های جنگ سرد و افزایش تجهیزات نظامی را تحریک کرد.

a surge of anti-sovietism followed the soviet invasion of afghanistan.

یک افزایش چشمگیری از ضد اتحاد شوروی پس از تهاجم اتحاد شوروی به افغانستان رخ داد.

conservative politicians often capitalized on widespread anti-sovietism.

سیاستمداران متعهد گاه‌گاهی از ضد اتحاد شوروی گسترده بهره‌برداری می‌کردند.

the anti-sovietism narrative shaped public opinion in the united states.

داستان ضد اتحاد شوروی نظر عمومی در ایالات متحده را شکل داد.

anti-sovietism was a key factor in the arms race between the us and ussr.

ضد اتحاد شوروی یکی از عوامل کلیدی در رقابت تسلیحاتی بین ایالات متحده و اتحاد شوروی بود.

some historians question the extent to which anti-sovietism influenced policy.

برخی تاریخ‌گران میزان تأثیر ضد اتحاد شوروی بر سیاست را به سوال می‌کشند.

the decline of the soviet union was partly attributed to intense anti-sovietism.

کاهش اتحاد شوروی به درجه‌ای از ضد اتحاد شوروی شدید نسبت داده شد.

anti-sovietism provided a unifying force within the western bloc.

ضد اتحاد شوروی یک نیروی یکپارچه‌کننده در بلوک غربی فراهم کرد.

the propaganda machine effectively utilized anti-sovietism to rally support.

ماشین اطلاع‌رسانی به‌طور موثری از ضد اتحاد شوروی برای جمع‌آوری حمایت استفاده کرد.

a new wave of anti-sovietism emerged after the solidarity movement in poland.

یک موج جدیدی از ضد اتحاد شوروی پس از حرکت همبستگی در لهستان ظهور کرد.

the impact of anti-sovietism on foreign policy remains a subject of debate.

تأثیر ضد اتحاد شوروی بر سیاست خارجی هنوز موضوع بحث است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید