antiaircraft

[ایالات متحده]/æntiˈæɪkrɑːft/
[بریتانیا]/an-tīˈɛərˌkrɑːft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا طراحی شده برای سرنگون کردن هواپیما
n. یک تفنگ، سیستم موشکی، یا سایر سیستم‌های تسلیحاتی که برای سرنگون کردن هواپیما طراحی شده‌اند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

antiaircraft gun

توپ ضد هوایی

antiaircraft missile

موشک ضد هوایی

antiaircraft defense

دفاع ضد هوایی

antiaircraft system

سیستم ضد هوایی

antiaircraft fire

آتش ضد هوایی

antiaircraft artillery

توپخانه ضد هوایی

antiaircraft capability

توانایی ضد هوایی

antiaircraft tactics

تاکتیک‌های ضد هوایی

antiaircraft position

موقعیت ضد هوایی

antiaircraft warfare

جنگ ضد هوایی

جملات نمونه

the soldiers were positioned near the antiaircraft guns.

سربازان در نزدیکی توپ‌های ضدهوایی مستقر بودند.

the antiaircraft system is designed to protect against incoming missiles.

سیستم ضدهوایی برای محافظت در برابر موشک‌های ورودی طراحی شده است.

modern antiaircraft technology relies heavily on radar.

فناوری مدرن ضدهوایی به شدت به رادار متکی است.

the antiaircraft fire was intense, but the pilots managed to evade it.

آتش ضدهوایی شدید بود، اما خلبان‌ها از آن اجتناب کردند.

the army deployed several antiaircraft units along the border.

ارتش چندین واحد ضدهوایی را در امتداد مرز مستقر کرد.

they upgraded their antiaircraft capabilities to counter the new threat.

آنها توانایی‌های ضدهوایی خود را برای مقابله با تهدید جدید ارتقا دادند.

the pilot skillfully maneuvered his aircraft to avoid the antiaircraft fire.

خلبان به طرز ماهرانه ای هواپیمای خود را برای اجتناب از آتش ضدهوایی مانور داد.

the antiaircraft battery was positioned on a hilltop for optimal coverage.

سامانه ضدهوایی برای پوشش بهینه در یک تپه مستقر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید