anticking

[ایالات متحده]/ˈæn.tɪk.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈæn.tɪk.ɪŋ/

ترجمه

v. اعمال احمقانه یا مضحک؛ حرکات یا وضعیت‌های کمدی؛ ابلهانه، کمدی؛ رفتار جلب توجه.

عبارات و ترکیب‌ها

anticking around

گشت و گذار کردن

anticking something up

ایجاد کردن چیزی

anticking the box

بسته بندی کردن جعبه

جملات نمونه

he's anticking his way through life, taking things one day at a time.

او با حال و هوای بی‌خیال از زندگی عبور می‌کند، یک روز را یک روز می‌گیرد.

the team is anticking around during practice, not focused on the game.

تیم در حال تمرین بی‌خیال است و روی بازی متمرکز نیست.

stop anticking and get to work!

بایداستید و به کار بروید!

they were anticking about their upcoming vacation.

آنها در مورد تعطیلات قریب‌الوقوع خود بی‌خیال بودند.

he was anticking with his friends, completely ignoring the lecture.

او با دوستانش بی‌خیال بود و کاملاً سخنرانی را نادیده می‌گرفت.

don't just antic about it, take action!

فقط در مورد آن بی‌خیال نباشید، اقدام کنید!

she was anticking with her new puppy, teaching it tricks.

او با توله سگ جدیدش بی‌خیال بود و داشت به آن آموزش می‌داد.

the kids were anticking in the playground, full of energy.

بچه‌ها با انرژی زیاد در زمین بازی بی‌خیال بودند.

they were anticking off ideas for their new project.

آنها در حال ارائه ایده‌ها برای پروژه جدید خود بی‌خیال بودند.

the party was full of people anticking and having fun.

مهمانی پر از افرادی بود که بی‌خیال بودند و خوش می‌گذراندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید