antihuman behavior
رفتار ضدیانسان
antihuman policies
سیاستهای ضدیانسان
antihuman weapons
سلاحهای ضدیانسان
an antihuman act
یک عمل ضدیانسان
antihuman sentiments
احساسات ضدیانسان
an antihuman approach
یک رویکرد ضدیانسان
antihuman ideology
ایدئولوژی ضدیانسان
an antihuman system
یک سیستم ضدیانسان
condemn antihuman acts
محکوم کردن اعمال ضدیانسان
the policies are considered antihuman by many.
این سیاستها توسط بسیاری غیرانسانی تلقی میشوند.
his actions were motivated by an antihuman ideology.
اقدامات او تحت تأثیر یک ایدئولوژی غیرانسانی بود.
the book explores the dangers of antihuman technology.
این کتاب خطرات فناوری غیرانسانی را بررسی میکند.
they condemned the government for its antihuman practices.
آنها دولت را به دلیل اقدامات غیرانسانی محکوم کردند.
the artist's work challenged antihuman societal norms.
آثار هنرمند هنجارهای اجتماعی غیرانسانی را به چالش کشید.
he argued that such treatment was inherently antihuman.
او استدلال کرد که چنین رفتاری ذاتاً غیرانسانی است.
the scientist warned about the potential for antihuman ai development.
دانشمند در مورد پتانسیل توسعه هوش مصنوعی غیرانسانی هشدار داد.
her writings shed light on the cruelties of an antihuman system.
نوشتههای او روشناسی در مورد بیرحمی یک سیستم غیرانسانی ارائه کرد.
the film depicts a dystopian future with rampant antihumanism.
فیلم تصویری از آینده دیستوپیایی با غرق شدن در غیرانسانیگرایی ارائه میدهد.
they fought against the spread of antihuman propaganda.
آنها با گسترش پروپاگاندا غیرانسانی مبارزه کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید