antisyphilitic

[ایالات متحده]/ænˈtɪˌsɪfɪlɪtɪk/
[بریتانیا]/anˈtɪˌsɪfəlɪtɪk/

ترجمه

adj. مربوط به یا درمان سیفلیس
n. دارویی که برای درمان سیفلیس استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

antisyphilitic drug

داروی ضد سیفلیس

antisyphilitic treatment

درمان ضد سیفلیس

historical antisyphilitic remedies

درمان‌های ضد سیفلیس تاریخی

antisyphilitic surgery

جراحی ضد سیفلیس

جملات نمونه

the doctor prescribed an antisyphilitic medication.

پزشک داروی ضد سیفلیس تجویز کرد.

antisyphilitic treatments were a breakthrough in medicine.

درمان‌های ضد سیفلیس یک پیشرفت بزرگ در پزشکی بودند.

early antisyphilitic drugs had severe side effects.

داروهای ضد سیفلیس اولیه عوارض جانبی جدی داشتند.

researchers continue to develop new antisyphilitic therapies.

محققان به توسعه درمان‌های جدید ضد سیفلیس ادامه می‌دهند.

access to antisyphilitic treatment is crucial for public health.

دسترسی به درمان ضد سیفلیس برای سلامت عمومی بسیار مهم است.

the historical impact of syphilis led to a search for antisyphilitic cures.

اثرات تاریخی سیفلیس منجر به جستجو برای درمان‌های ضد سیفلیس شد.

antisyphilitic vaccines are being investigated as a preventative measure.

واکسن‌های ضد سیفلیس به عنوان یک اقدام پیشگیرانه مورد بررسی قرار می‌گیرند.

the discovery of penicillin revolutionized antisyphilitic treatment.

کشف پنی‌سیلین، درمان ضد سیفلیس را متحول کرد.

antisyphilitic drugs can effectively treat the infection if administered early.

داروهای ضد سیفلیس می‌توانند عفونت را به طور موثر درمان کنند اگر زود تجویز شوند.

the development of antisyphilitic treatments has saved countless lives.

توسعه درمان‌های ضد سیفلیس جان‌های بی‌شماری را نجات داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید