aphakics

[ایالات متحده]/ˈæfəˌkɪks/
[بریتانیا]/af-uh-viks/

ترجمه

adj. فاقد لنز در چشم؛ مربوط به یا تحت تأثیر آفتاکی.

عبارات و ترکیب‌ها

aphakics surgery

جراحی آپاچی

aphakic lenses

لنزهای آپاچی

aphakic patients

بیماران آپاچی

aphakic spectacle prescriptions

تجویز عینک آپاچی

aphakic eye care

مراقبت از چشم آپاچی

understanding aphakics

درک آپاکیا

جملات نمونه

aphakics often require specialized lenses.

افراد آپا کیک اغلب به لنزهای تخصصی نیاز دارند.

many aphakics struggle with depth perception.

بسیاری از افراد آپا کیک در درک عمق مشکل دارند.

support groups can help aphakics adjust.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به افراد آپا کیک در سازگاری کمک کنند.

aphakics may benefit from vision therapy.

افراد آپا کیک ممکن است از فیزیوتراپی بینایی بهره‌مند شوند.

research is ongoing to assist aphakics.

تحقیقات برای کمک به افراد آپا کیک ادامه دارد.

aphakics often need guidance with daily tasks.

افراد آپا کیک اغلب به راهنمایی در انجام کارهای روزمره نیاز دارند.

new technologies are emerging for aphakics.

فناوری‌های جدید برای افراد آپا کیک در حال ظهور هستند.

aphakics can face challenges in bright light.

افراد آپا کیک ممکن است با نور شدید دچار مشکل شوند.

community resources are vital for aphakics.

منابع جامعه برای افراد آپا کیک حیاتی هستند.

aphakics should consult with eye care professionals.

افراد آپا کیک باید با متخصصان مراقبت از چشم مشورت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید