aphorized

[ایالات متحده]/ˈæfəraɪz/
[بریتانیا]/ˌæfərˈaɪz/

ترجمه

v خود را با گزافه‌گویی یا ضرب‌المثل‌ها بیان کردن؛ گزافه‌گویی یا ضرب‌المثل‌ها نوشتن.
v با استفاده از گزافه‌گویی‌ها یا حداکثرها صحبت یا نوشتن.

عبارات و ترکیب‌ها

aphorize a thought

تأمّل در یک فکر

aphorize wisdom

تأمّل در خرد

aphorize a proverb

تأمّل در یک ضرب‌المثل

aphorize life lessons

تأمّل در درس‌های زندگی

aphorize personal beliefs

تأمّل در باورهای شخصی

جملات نمونه

he likes to aphorize about the nature of happiness.

او دوست دارد در مورد ماهیت شادی به صورت حکیمانه صحبت کند.

many philosophers aphorize on the meaning of life.

بسیاری از فیلسوفان در مورد معنای زندگی به صورت حکیمانه صحبت می کنند.

she often aphorizes during her lectures to make a point.

او اغلب در طول سخنرانی های خود برای بیان یک نکته به صورت حکیمانه صحبت می کند.

to aphorize effectively, one must understand the subject deeply.

برای اینکه بتوانید به طور موثر به صورت حکیمانه صحبت کنید، باید موضوع را به خوبی درک کنید.

he can aphorize on any topic with great insight.

او می تواند در مورد هر موضوعی با دیدی عمیق به صورت حکیمانه صحبت کند.

writers often aphorize to convey complex ideas succinctly.

نویسندگان اغلب به صورت حکیمانه صحبت می کنند تا ایده های پیچیده را به طور خلاصه بیان کنند.

they love to aphorize about the importance of friendship.

آنها عاشق صحبت کردن به صورت حکیمانه در مورد اهمیت دوستی هستند.

to aphorize is to distill wisdom into a few words.

به صورت حکیمانه صحبت کردن به معنای تقطیر خرد در چند کلمه است.

he enjoys aphorizing about the challenges of modern life.

او از صحبت کردن به صورت حکیمانه در مورد چالش های زندگی مدرن لذت می برد.

she often aphorizes to inspire her students.

او اغلب به صورت حکیمانه صحبت می کند تا دانشجویان خود را الهام بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید