apiculture

[ایالات متحده]/ˈeɪpɪkʌltʃʊər/
[بریتانیا]/ˌæpɪˈkʌlchər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل نگهداری زنبورهای عسل برای تولید عسل یا سایر محصولات زنبور؛ زنبورداری

عبارات و ترکیب‌ها

apiculture practices

روش‌های زنبورداری

sustainable apiculture

زنبورداری پایدار

modern apiculture techniques

تکنیک‌های مدرن زنبورداری

beekeeping as apiculture

زنبورداری به عنوان زنبورداری

apiculture and pollination

زنبورداری و گرده‌افشانی

challenges in apiculture

چالش‌ها در زنبورداری

جملات نمونه

apiculture is essential for pollination.

زنبورداری برای گرده‌افشانی ضروری است.

many farmers rely on apiculture for better crop yields.

بسیاری از کشاورزان برای افزایش عملکرد محصول به زنبورداری متکی هستند.

apiculture can be a profitable business.

زنبورداری می‌تواند یک کسب و کار سودآور باشد.

learning about apiculture can benefit the environment.

یادگیری در مورد زنبورداری می‌تواند به حفظ محیط زیست کمک کند.

apiculture requires knowledge of bee behavior.

زنبورداری نیاز به دانش رفتار زنبور دارد.

many communities promote apiculture as a hobby.

بسیاری از جوامع زنبورداری را به عنوان یک سرگرمی ترویج می‌کنند.

apiculture plays a crucial role in biodiversity.

زنبورداری نقش مهمی در حفظ تنوع زیستی ایفا می‌کند.

people interested in apiculture often take courses.

افرادی که به زنبورداری علاقه دارند اغلب در دوره‌ها شرکت می‌کنند.

apiculture can help sustain local ecosystems.

زنبورداری می‌تواند به حفظ اکوسیستم‌های محلی کمک کند.

innovations in apiculture improve honey production.

نوآوری‌ها در زنبورداری باعث بهبود تولید عسل می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید