apocryphal

[ایالات متحده]/əˈpɒkrɪfl/
[بریتانیا]/əˈpɑːkrɪfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از نظر اصالت مشکوک؛ جعلی؛ با نویسنده ناشناخته؛ غیرقانونی

عبارات و ترکیب‌ها

apocryphal story

داستان مفبره

apocryphal text

متن جعلی

جملات نمونه

the apocryphal Gospel of Thomas.

انجیل آپوکریفای توماس

an apocryphal story about a former president.

یک داستان آپوکریفای در مورد یک رئیس جمهور سابق

The apocryphal story of Columbus and the egg is very interesting.

داستان آپوکریفای مربوط به کریستف کلمب و تخم مرغ بسیار جالب است.

There are many apocryphal stories about the origins of Halloween.

داستان‌های آپوکریفای زیادی در مورد ریشه‌های هالووین وجود دارد.

The apocryphal tale of the Loch Ness Monster continues to intrigue people.

داستان آپوکریفای مربوط به هیولای دریاچه نس همچنان مردم را مجذوب خود می‌کند.

She shared an apocryphal story about a haunted house in the neighborhood.

او داستانی آپوکریفای در مورد یک خانه تسخیر شده در محله به اشتراک گذاشت.

The apocryphal text was discovered in a hidden chamber of the ancient temple.

متن آپوکریفای در یک حجره پنهان در معبد باستانی کشف شد.

Many superstitions are based on apocryphal beliefs passed down through generations.

خرافات زیادی بر اساس باورهای آپوکریفای استوار هستند که نسل به نسل منتقل شده‌اند.

The apocryphal nature of the legend makes it difficult to separate fact from fiction.

طبیعت آپوکریفای افسانه باعث می‌شود جدا کردن واقعیت از خیال دشوار باشد.

He enjoys reading apocryphal texts and exploring ancient myths.

او از خواندن متون آپوکریفای و کاوش در اسطوره‌های باستانی لذت می‌برد.

The apocryphal story of the lost city has captured the imagination of many adventurers.

داستان آپوکریفای مربوط به شهر گمشده، ذهن بسیاری از ماجراجویان را به خود جلب کرده است.

Some people believe in apocryphal prophecies predicting the end of the world.

برخی از مردم به پیشگویی‌های آپوکریفای که پایان جهان را پیش‌بینی می‌کنند، اعتقاد دارند.

The apocryphal account of the treasure map led them on a wild goose chase.

حساب آپوکریفای مربوط به نقشه گنج آنها را به تعقیب بیهوده سوق داد.

نمونه‌های واقعی

There is a story, almost certainly apocryphal, about perverse incentives in the era of British rule in India.

داستانی وجود دارد، احتمالاً تقریباً غیرواقعی، در مورد مشوق‌های معکوس در دوران حکومت بریتانیایی در هند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

The one I choose to believe may be apocryphal.

داستانی که من انتخاب می‌کنم باور کنم ممکن است غیرواقعی باشد.

منبع: Cross Stream (Part 1)

And it's an apocryphal story where an advertising executive makes the picture perfect pitch to a client.

و این یک داستان غیرواقعی است که در آن یک مدیر تبلیغات یک ارائه بی‌نقص به یک مشتری ارائه می‌دهد.

منبع: Quick thinking, smart communication.

Isn't that apocryphal? - No, actually. - Papa and Mama stayed there once and said it was quite true.

آیا این غیرواقعی نیست؟ - نه، در واقع. - پدر و مادر یک بار آنجا اقامت کردند و گفتند کاملاً درست است.

منبع: Downton Abbey Season 4

Some of it is apocryphal, such as the story that he got a C at Yale for a paper outlining his idea (he can't recall the grade).

برخی از آن غیرواقعی است، مانند داستانی که او در ییل یک نمره C برای مقاله‌ای در مورد ایده خود دریافت کرد (او نمی‌تواند نمره را به خاطر بسپارد).

منبع: The Economist (Summary)

Jeff Atwood, a computer programmer, is credited with popularising the (possibly apocryphal) story of a piece of deliberately unnecessary work that an animator did on a video game called " Battle Chess" .

جف آتوود، یک برنامه‌نویس کامپیوتر، به محبوب کردن (احتمالاً غیرواقعی) داستان یک قطعه کار غیرضروری که یک انیماتور در یک بازی ویدیویی به نام " Battle Chess" انجام داده است، اعتبار دارد.

منبع: Economist Business

The film about Marilyn I did was a film called " My Week with Marilyn" and it was, I believe a true story, maybe apocryphal, but it was when she was making " The Prince and the Showgirl."

فیلمی که در مورد مارلین ساختم، فیلمی به نام " My Week with Marilyn" بود و به نظر من یک داستان واقعی بود، شاید غیرواقعی، اما زمانی بود که او در حال ساخت " شاهزاده و نمایشگر دختر" بود.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

And on some mornings, when he read in the Apocrypha, of which he was very fond, the son of Sirach's keen-edged words would bring a delighted smile, though he also enjoyed the freedom of occasionally differing from an Apocryphal writer.

و در برخی از صبح‌ها، وقتی او در کتاب آپوکریفا می‌خواند، که او بسیار به آن علاقه داشت، کلمات تیز و گزنده پسر سریش لبخندی دلپذیر به همراه داشت، اگرچه او از آزادی گاهی اوقات اختلاف نظر با نویسنده آپوکریفا نیز لذت می‌برد.

منبع: Adam Bede (Volume Four)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید