apolitically

[ایالات متحده]/ˌæpəˈlɪtɪkli/
[بریتانیا]/ˌæpəˈlɪtɪkli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که به سیاست مربوط نمی‌شود؛ بدون تعصب یا تأثیر سیاسی

عبارات و ترکیب‌ها

apolitically neutral

بی‌طرفانه از نظر سیاسی

جملات نمونه

she approached the discussion apolitically, focusing on the facts rather than opinions.

او بحث را به صورت غیرسیاسی پیش برد، بر روی حقایق تمرکز کرد و از نظر دادن اجتناب کرد.

his apolitically driven decisions often surprised his colleagues.

تصمیمات او که با انگیزه غیرسیاسی اتخاذ شده بودند، اغلب همکارانش را شگفت زده می کرد.

the organization operates apolitically to serve the community.

سازمان به صورت غیرسیاسی فعالیت می کند تا به جامعه خدمت کند.

she wrote her article apolitically, aiming for neutrality.

او مقاله خود را به صورت غیرسیاسی نوشت و به دنبال بی طرفی بود.

they discussed the issue apolitically, avoiding any party affiliations.

آنها مسئله را به صورت غیرسیاسی مورد بحث قرار دادند و از هرگونه وابستگی حزبی اجتناب کردند.

his apolitically motivated actions were aimed at community improvement.

اقدامات او که با انگیزه غیرسیاسی انجام شده بود، با هدف بهبود جامعه بود.

we need to evaluate the situation apolitically to find the best solution.

ما باید وضعیت را به صورت غیرسیاسی ارزیابی کنیم تا بهترین راه حل را پیدا کنیم.

the committee functions apolitically, prioritizing the welfare of citizens.

کمیته به صورت غیرسیاسی فعالیت می کند و بر رفاه شهروندان اولویت می دهد.

she prefers to engage in debates apolitically, focusing on the issues at hand.

او ترجیح می دهد بحث ها را به صورت غیرسیاسی انجام دهد و بر مسائل در دست تمرکز کند.

his apolitically inclined views often led to constructive conversations.

دیدگاه های او که به سمت غیرسیاسی گرایش داشتند، اغلب منجر به گفتگوهای سازنده می شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید