apostleships

[ایالات متحده]/ˈæpəstəˌʃɪps/
[بریتانیا]/ˌæpəstəlˈʃɪps/

ترجمه

n. وضعیت یا مقام یک پیامبر

جملات نمونه

many believe that apostleships are essential for spiritual growth.

بسیاری معتقدند که مأموریت‌ها برای رشد معنوی ضروری هستند.

the concept of apostleships varies across different religions.

مفهوم مأموریت‌ها در ادیان مختلف متفاوت است.

she felt a calling towards the apostleships of her faith.

او احساس فراخوان به سمت مأموریت‌های ایمان خود کرد.

apostleships can provide leadership within the community.

مأموریت‌ها می‌توانند رهبری را در جامعه فراهم کنند.

he studied the history of apostleships in early christianity.

او تاریخچه مأموریت‌ها را در مسیحیت اولیه مطالعه کرد.

apostleships require a deep commitment to one's beliefs.

مأموریت‌ها مستلزم تعهد عمیق به باورهای یک فرد هستند.

they discussed the roles and responsibilities of apostleships.

آنها در مورد نقش‌ها و مسئولیت‌های مأموریت‌ها بحث کردند.

in some cultures, apostleships are highly respected.

در برخی فرهنگ‌ها، مأموریت‌ها بسیار مورد احترام هستند.

her journey towards apostleships was filled with challenges.

سفر او به سمت مأموریت‌ها با چالش‌ها همراه بود.

apostleships often involve mentoring and guiding others.

مأموریت‌ها اغلب شامل آموزش و راهنمایی دیگران است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید