appals

[ایالات متحده]/əˈpɑːlz/
[بریتانیا]/əˈpɔːlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را با وحشت یا شوک پر کردن

جملات نمونه

the news of the disaster appals everyone in the community.

خبر فاجعه باعث وحشت همه در جامعه می شود.

it appals me to see such cruelty towards animals.

دیدن چنین بی‌رحمی نسبت به حیوانات من را به وحشت می‌اندازد.

his behavior appals his friends and family.

رفتار او دوستان و خانواده‌اش را به وحشت می‌اندازد.

the appalling conditions in the orphanage must be addressed.

شرایط وحشتناک در یتیم‌خانه باید رسیدگی شود.

it appals me how some people treat the environment.

نحوه برخورد برخی افراد با محیط زیست من را به وحشت می‌اندازد.

the appalling statistics on poverty are hard to ignore.

آمار وحشتناک در مورد فقر قابل چشم پوشی نیست.

she was appalled by the lack of support for the victims.

او از فقدان حمایت از قربانیان شوکه شده بود.

the appalling truth about the scandal was revealed.

حقیقت وحشتناک درباره رسوایی آشکار شد.

many appalling incidents have occurred in recent years.

در سال‌های اخیر بسیاری از حوادث وحشتناک رخ داده است.

it appals me that some people still deny climate change.

من به این فکر که برخی از مردم هنوز تغییرات آب و هوایی را انکار می کنند، به وحشت می‌اندازم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید