apparatchik

[ایالات متحده]/ˌæpə'rætʃɪk/
[بریتانیا]/ˌæpə'rɑtʃɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (روسی) عضو (یا مقام) یک سازمان حزب کمونیست؛ اصطلاح تحقیرآمیز برای کارگری در ماشین حکومتی که به طور کورکورانه از مقامات یا سازمان‌ها اطاعت می‌کند؛ بوروکرات.
Word Forms

جملات نمونه

The apparatchik was known for his unwavering loyalty to the party.

او به خاطر وفاداری بی‌چون و چرایش به حزب شناخته می‌شد.

The apparatchik was promoted to a higher position within the government.

او به یک مقام بالاتر در دولت ارتقا یافت.

The apparatchik's power within the organization was unquestionable.

قدرت او در سازمان غیرقابل‌بحث بود.

She was seen as an apparatchik who followed orders without question.

او به عنوان یک کارگزار دولتی دیده می‌شد که بدون سؤال دستورات را اجرا می‌کرد.

The apparatchik's influence extended throughout the entire bureaucracy.

نفوذ او در سراسر بوروکراسی گسترش یافته بود.

He was accused of being a mere apparatchik who lacked independent thinking.

او به این اتهام متهم شد که صرفاً یک کارگزار دولتی است که فاقد تفکر مستقل است.

The apparatchik was tasked with implementing the new policies of the government.

از او خواسته شد که سیاست‌های جدید دولت را اجرا کند.

Despite his apparatchik status, he managed to gain some degree of autonomy in his role.

با وجود جایگاه او به عنوان یک کارگزار دولتی، او توانست تا حدودی خودمختاری را در نقش خود به دست آورد.

The apparatchik's career advancement was closely tied to his loyalty to the party.

پیشرفت شغلی او به شدت به وفاداری او به حزب گره خورده بود.

She navigated the complex political landscape by aligning herself with key apparatchiks in the party.

او با همسو کردن خود با کارگزاران دولتی کلیدی در حزب، از پیچیدگی‌های فضای سیاسی عبور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید