appendage

[ایالات متحده]/ə'pendɪdʒ/
[بریتانیا]/ə'pɛndɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که به یک شخص یا چیز متصل یا اضافه شده است، مانند یک عضو فرعی یا لوازم جانبی، ضمیمه.

عبارات و ترکیب‌ها

body appendages

اندام‌های بدن

جملات نمونه

A jawlike appendage of an arthropod.

یک زائده شبیه فک در حشرات پاچرخ.

they treat Scotland as a mere appendage of England.

آنها اسکاتلند را صرفاً به عنوان زائده ای از انگلستان در نظر می گیرند.

a natatorial appendage; natatorial birds.

یک زائده شناور؛ پرندگان شناگر.

affixed as an appendage

چسبانده شده به عنوان یک الحاقیه

tube ca. 1 mm, faucal appendages low trapeziform, ca. 0.5 mm;

لوله تقریباً 1 میلی‌متری، زائغه‌های دهانی به شکل ذوزنقه کم ارتفاع، تقریباً 0.5 میلی‌متری;

uropods Appendages on the side of the telson which make up the tail fan in crustaceans.

اوروپودها: زائده‌هایی در کنار تلسون که فانوس دم را در سخت‌پوستان تشکیل می‌دهند.

small freshwater branchiopod having a transparent body with many appendages;

یک شاخ‌پای آب شیرین کوچک با بدنی شفاف و زائده‌های متعدد.

Apodous larvae, which lack all trunk appendages, occur in various forms in many endopterygota orders.

لاروهای بدون پا، که فاقد تمام زائده‌های تنه هستند، در اشکال مختلف در بسیاری از مرتبه های اندوپتریکوتا یافت می شوند.

small freshwater branchiopod having a transparent body with many appendages; swims on its back.

یک شاخ‌پای آب شیرین کوچک با بدنی شفاف و زائده‌های متعدد؛ روی پشت خود شنا می‌کند.

The lacinate appendages of eupyrene sperm disappeared, and the sperm was surrounded by an envelope from top to tail.

زائده‌های دندانه‌دار اسپرم یوپیرین ناپدید شدند و اسپرم از بالا تا پایین توسط یک پوشش احاطه شده بود.

In hemicephalous larvae, the head and its appendages are reduced and partially retracted into the thorax.

در لاروهای همیسفالوس، سر و زائده‌های آن کاهش یافته و تا حدی به داخل قفسه سینه کشیده می‌شوند.

The thorax and pleon bear a number of lateral appendages, including the gills, and the tail ends with a telson.

قفسه سینه و پلون تعدادی زائده جانبی از جمله آب‌دیده ها را حمل می کنند و دم با یک تلسون خاتمه می یابد.

Seeds numerous, reniform, each with a short funicle with a long filiform appendage, the strophiole, coiled around the seed;

بذرها متعدد، شکل کلیوی، هر کدام دارای یک ساقه کوتاه با یک زائده بلند و رشته ای، استروفایل، که در اطراف بذر پیچیده شده است.

chiefly marine annelids possessing both sexes and having paired appendages (parapodia) bearing bristles.

زائده‌های دریایی عمدتاً، دارای هر دو جنس و دارای زائده‌های جفتی (پاراپودیا) که دارای خارها هستند.

vexillifer larva An elongate, planktonic, pre-adult stage of most, perhaps all, Carapidae characterized by a long, filamentous, usually ornamented dorsal appendage, the vexillum.

لارو وکسلیفر: یک مرحله پیش از بالغ شدن کشیده، پلانکتونی و پیش از بالغ شدن بیشتر، شاید همه، Carapidae که دارای یک زائده پشتی بلند، رشته ای و معمولاً تزئین شده، وکسلیوم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید