appendicle

[ایالات متحده]/əˈpɛndɪkl/
[بریتانیا]/əˈpɛndɪkl/

ترجمه

n. یک قسمت یا ساختار کوچک و متصل؛ یک الحاقی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

appendicle removal surgery

جراحی برداشتن زائده

appendicle inflammation

التهاب زائده

appendicle pain

درد زائده

appendicle infection

عفونت زائده

جملات نمونه

the doctor explained the function of the appendicle.

دکتر عملکرد مجرای کرمی را توضیح داد.

many people are unaware of the role of the appendicle in the digestive system.

بسیاری از مردم از نقش مجرای کرمی در سیستم گوارش آگاه نیستند.

surgeons often remove the appendicle during an appendectomy.

جراحان اغلب مجرای کرمی را در طول آپاندکتومی خارج می‌کنند.

inflammation of the appendicle can lead to severe pain.

التهاب مجرای کرمی می‌تواند منجر به درد شدید شود.

understanding the appendicle's anatomy is crucial for medical students.

درک آناتومی مجرای کرمی برای دانشجویان پزشکی بسیار مهم است.

some researchers are studying the evolutionary significance of the appendicle.

برخی از محققان در حال مطالعه اهمیت تکاملی مجرای کرمی هستند.

the appendicle is often considered a vestigial organ.

مجرای کرمی اغلب به عنوان یک اندام باقیمانده در نظر گرفته می‌شود.

appendicitis is a common condition that affects the appendicle.

آپاندیسیت یک بیماری شایع است که مجرای کرمی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

after the operation, the patient's appendicle was sent for analysis.

پس از عمل جراحی، مجرای کرمی بیمار برای تجزیه و تحلیل ارسال شد.

some people believe that the appendicle serves no purpose at all.

برخی از مردم معتقدند که مجرای کرمی هیچ هدفی ندارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید