apperceives

[ایالات متحده]/əˈpɜːrsiːvz/
[بریتانیا]/əˈpɝːsɪvz/

ترجمه

v. به چیزی از طریق حواس یا شهود آگاه شدن؛ درک کردن.؛ درک کردن یا فهمیدن (یک ایده یا مفهوم جدید) بر اساس تجربه گذشته.

عبارات و ترکیب‌ها

apperceives the difference

درک تفاوت

apperceives a threat

درک یک تهدید

apperceives the opportunity

درک فرصت

جملات نمونه

she apperceives the subtle changes in his mood.

او تغییرات ظریف در حال و هوايش را درک می‌کند.

he apperceives the importance of teamwork in projects.

او اهمیت کار گروهی در پروژه ها را درک می‌کند.

the teacher apperceives the struggles of her students.

معلم با مشکلات دانش آموزان خود مواجه است.

they apperceive the cultural differences while traveling.

آنها تفاوت‌های فرهنگی را در هنگام سفر درک می‌کنند.

she apperceives the need for better communication.

او نیاز به ارتباط بهتر را درک می‌کند.

he apperceives the risks involved in the investment.

او خطرات مرتبط با سرمایه گذاری را درک می‌کند.

the artist apperceives the beauty in everyday life.

هنرمند زیبایی را در زندگی روزمره درک می‌کند.

she apperceives the challenges of balancing work and family.

او چالش‌های متعادل کردن کار و خانواده را درک می‌کند.

he apperceives the significance of historical events.

او اهمیت وقایع تاریخی را درک می‌کند.

they apperceive the urgency of climate change.

آنها فوریت تغییرات آب و هوا را درک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید