appointor

[ایالات متحده]/əˈpɔɪntər/
[بریتانیا]/əˈpɔɪntər/

ترجمه

n. شخصی که کسی را به موقعیت یا نقش منصوب می‌کند.; شخصی که چیزی، مانند یک ذینفع در وصیت نامه، تعیین می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

the appointor's authority

اختیار منصوب کننده

the appointor's decision

تصمیم منصوب کننده

جملات نمونه

the appointor has the right to choose the agent.

قرار دهنده حق انتخاب نماینده را دارد.

as an appointor, you need to specify the terms clearly.

به عنوان قرار دهنده، شما باید شرایط را به وضوح مشخص کنید.

the appointor can revoke the authority at any time.

قرار دهنده می تواند در هر زمان اختیار را لغو کند.

it is important for the appointor to communicate effectively.

برای قرار دهنده، برقراری ارتباط موثر مهم است.

the appointor's decision must be respected by the agent.

تصمیم قرار دهنده باید توسط نماینده مورد احترام قرار گیرد.

the appointor should review the agent's performance regularly.

قرار دهنده باید به طور منظم عملکرد نماینده را بررسی کند.

in legal matters, the appointor must be clear about their intentions.

در مسائل حقوقی، قرار دهنده باید در مورد اهداف خود واضح باشد.

the appointor can provide guidance to the agent.

قرار دهنده می تواند به نماینده راهنمایی ارائه دهد.

the appointor signed the agreement with confidence.

قرار دهنده با اطمینان با توافقنامه امضا کرد.

being an appointor comes with significant responsibilities.

قرار گرفتن در جایگاه قرار دهنده با مسئولیت های مهمی همراه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید