designator

[ایالات متحده]/ˈdɛzɪɡneɪtə/
[بریتانیا]/ˈdɪzaɪɡneɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که مشخص می‌کند یا نشان می‌دهد؛ (Computing) نمادی که برای مشخص کردن یک موجودیت استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

designator role

نقش تعیین‌کننده

designator type

نوع تعیین‌کننده

designator name

نام تعیین‌کننده

designator field

حوزه تعیین‌کننده

designator value

مقدار تعیین‌کننده

designator function

تابع تعیین‌کننده

designator attribute

ویژگی تعیین‌کننده

designator identifier

شناسه‌ی تعیین‌کننده

designator method

روش تعیین‌کننده

designator class

کلاس تعیین‌کننده

جملات نمونه

the designator can be used to specify the target.

می‌توان از تعیین‌کننده برای مشخص کردن هدف استفاده کرد.

in programming, a designator often refers to a variable.

در برنامه‌نویسی، تعیین‌کننده اغلب به متغیری اشاره دارد.

the designator for this function is essential for clarity.

تعیین‌کننده این تابع برای وضوح ضروری است.

each designator must be unique within the system.

هر تعیین‌کننده باید در سیستم منحصر به فرد باشد.

the designator helps in identifying specific components.

تعیین‌کننده به شناسایی اجزای خاص کمک می‌کند.

using a correct designator improves code readability.

استفاده از یک تعیین‌کننده صحیح، خوانایی کد را بهبود می‌بخشد.

the designator in the document refers to the main subject.

تعیین‌کننده در سند به موضوع اصلی اشاره دارد.

make sure the designator is clearly defined in your report.

مطمئن شوید که تعیین‌کننده به وضوح در گزارش شما تعریف شده است.

a designator can also indicate a specific category.

یک تعیین‌کننده همچنین می‌تواند یک دسته خاص را نشان دهد.

the designator plays a crucial role in the system architecture.

تعیین‌کننده نقش مهمی در معماری سیستم ایفا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید