appositeness

[ایالات متحده]/əˈpɒsɪtniːs/
[بریتانیا]/ˌæpəˈzɪtnəs/

ترجمه

n. کیفیت مناسب یا مناسب بودن برای یک وضعیت یا هدف خاص.

جملات نمونه

the appositeness of his remarks was appreciated by everyone in the meeting.

اظهارات او مورد تحسین همه حاضران در جلسه قرار گرفت.

she questioned the appositeness of the advertisement's message.

او در مورد تناسب پیام تبلیغاتی سؤال کرد.

the appositeness of the quote added depth to his argument.

تناسب نقل قول به عمق بخشیدن به استدلال او کمک کرد.

his appositeness in choosing the right words impressed the audience.

مهارت او در انتخاب کلمات مناسب، مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد.

the appositeness of her analysis was evident in the final report.

تناسب تحلیل او در گزارش نهایی آشکار بود.

they praised the appositeness of the title for the book.

آنها از تناسب عنوان کتاب تمجید کردند.

finding the appositeness in a situation can lead to better decisions.

پیدا کردن تناسب در یک موقعیت می تواند منجر به تصمیمات بهتر شود.

the appositeness of the evidence was crucial for the case.

تناسب شواهد برای پرونده بسیار مهم بود.

he often reflects on the appositeness of his life choices.

او اغلب در مورد تناسب انتخاب های زندگی خود فکر می کند.

the appositeness of her suggestions was acknowledged by the team.

تناسب پیشنهادات او توسط تیم مورد تایید قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید