appositenesses

[ایالات متحده]/əˈpɒzɪtniːsiz/
[بریتانیا]/ˌæpəˈzɪtnɛsiz/

ترجمه

n. کیفیت یا وضعیت مناسب یا شایسته بودن؛ تناسب.

جملات نمونه

there are many appositenesses in their arguments.

در استدلال‌های آنها، موارد متناقض زیادی وجود دارد.

finding appositenesses in literature can enhance understanding.

پیدا کردن موارد متناقض در ادبیات می‌تواند درک را افزایش دهد.

the appositenesses of their ideas impressed the audience.

موارد متناقض در ایده‌های آنها مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد.

she highlighted the appositenesses of the two cultures.

وی موارد متناقض بین دو فرهنگ را برجسته کرد.

we should examine the appositenesses in his speech.

ما باید موارد متناقض در سخنرانی او را بررسی کنیم.

appositenesses in their strategies led to success.

موارد متناقض در استراتژی‌های آنها منجر به موفقیت شد.

the teacher pointed out the appositenesses of the examples.

معلم موارد متناقض نمونه‌ها را نشان داد.

identifying appositenesses can improve critical thinking.

تشخیص موارد متناقض می‌تواند تفکر انتقادی را بهبود بخشد.

there are appositenesses between theory and practice.

بین تئوری و عمل موارد متناقضی وجود دارد.

the appositenesses of the solutions were clear.

موارد متناقض راه حل‌ها آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید