apprizing

[ایالات متحده]/əˈpraɪzɪŋ/
[بریتانیا]/əˈpraɪzɪŋ/

ترجمه

v. احترام گذاشتن; ارزیابی کردن; سنجیدن; ارزیابی کردن

جملات نمونه

she was apprizing the situation carefully before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری، وضعیت را با دقت ارزیابی می‌کرد.

the manager is apprizing the team's performance at the meeting.

مدیر در حال ارزیابی عملکرد تیم در جلسه است.

he spent hours apprizing the value of the antique vase.

او ساعت‌ها برای ارزیابی ارزش گلدان عتیقه وقت گذاشت.

apprizing the risks involved is crucial for investors.

ارزیابی خطرات احتمالی برای سرمایه‌گذاران بسیار مهم است.

the teacher is apprizing the students of their progress.

معلم دانش‌آموزان را از پیشرفتشان آگاه می‌کند.

before the auction, experts were apprizing the items on display.

قبل از حراجی، کارشناسان اقلام موجود در نمایشگاه را ارزیابی می‌کردند.

she has a knack for apprizing art pieces accurately.

او استعداد ارزیابی دقیق آثار هنری را دارد.

apprizing the feedback from customers can improve services.

ارزیابی بازخورد مشتریان می‌تواند خدمات را بهبود بخشد.

the report includes a section apprizing the financial outlook.

گزارش شامل بخشی است که چشم‌انداز مالی را ارزیابی می‌کند.

he is apprizing his options before making a career change.

او قبل از ایجاد تغییر شغلی، گزینه‌های خود را ارزیابی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید