approbated

[ایالات متحده]/əˈprəʊbeɪtɪd/
[بریتانیا]/əˈproʊbeɪtɪd/

ترجمه

v تأیید، تصویب یا تأسیس چیزی به طور رسمی؛ به چیزی توافق یا پذیرش داده شده است.

جملات نمونه

the proposal was finally approbated by the committee.

پیشنهاد سرانجام توسط کمیته تأیید شد.

his research was approbated by leading scientists in the field.

تحقیقات او توسط دانشمندان برجسته در این زمینه تأیید شد.

the new policy was approbated after thorough discussions.

سیاست جدید پس از بحث و بررسی‌های دقیق تأیید شد.

she felt relieved when her project was approbated.

وقتی پروژه او تأیید شد، احساس راحتی کرد.

the curriculum changes were approbated by the school board.

تغییرات برنامه درسی توسط هیئت مدیره مدرسه تأیید شد.

his efforts were finally approbated by the organization.

تلاش‌های او سرانجام توسط سازمان تأیید شد.

the artist's work was approbated at the prestigious gallery.

کارهای هنرمند در گالری معتبر مورد تأیید قرار گرفت.

after much debate, the new law was approbated by the legislature.

پس از بحث‌های فراوان، قانون جدید توسط مجلس قانون‌گذاری تأیید شد.

her application for funding was approbated without any issues.

درخواست او برای دریافت بودجه بدون هیچ مشکلی تأیید شد.

the changes to the contract were approbated by both parties.

تغییرات در قرارداد توسط هر دو طرف تأیید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید