ratified agreement
توافقنامهی تصویب شده
ratified treaty
معاهدهی تصویب شده
formally ratified
به طور رسمی تصویب شده
being ratified
در حال تصویب شدن
ratified by all
تصویب شده توسط همه
newly ratified
به تازگی تصویب شده
ratified constitution
قانون اساسی تصویب شده
have ratified
تصویب کرده اند
ratifying body
نهاد تصویب کننده
the treaty was finally ratified by the senate after weeks of debate.
معاهده پس از هفتهها بحث، در نهایت توسط سنا تصویب شد.
the agreement was ratified unanimously, signaling a new era of cooperation.
توافقنامه به اتفاق آرا تصویب شد که نشاندهنده یک عصر جدید همکاری است.
the constitution was ratified by a majority vote in several states.
قانون اساسی با اکثریت آرا در چندین ایالت تصویب شد.
the merger agreement was ratified by shareholders at the annual meeting.
توافق ادغام توسط سهامداران در جلسه سالانه تصویب شد.
the international protocol was ratified by over 150 countries.
پروتکل بینالمللی توسط بیش از 150 کشور تصویب شد.
the new trade deal was ratified after lengthy negotiations.
توافق تجاری جدید پس از مذاکرات طولانی تصویب شد.
the amendment to the law was ratified last month.
اصلاحیه قانون ماه گذشته تصویب شد.
the organization's bylaws were ratified at the general assembly.
آئیننامه سازمان در مجمع عمومی تصویب شد.
the contract was formally ratified by both parties involved.
قرارداد توسط هر دو طرف ذینفع به طور رسمی تصویب شد.
the changes to the plan were ratified by the committee.
تغییرات در طرح توسط کمیته تصویب شد.
the candidate's appointment was ratified by the board of directors.
انتصاب نامزد توسط هیئت مدیره تصویب شد.
ratified agreement
توافقنامهی تصویب شده
ratified treaty
معاهدهی تصویب شده
formally ratified
به طور رسمی تصویب شده
being ratified
در حال تصویب شدن
ratified by all
تصویب شده توسط همه
newly ratified
به تازگی تصویب شده
ratified constitution
قانون اساسی تصویب شده
have ratified
تصویب کرده اند
ratifying body
نهاد تصویب کننده
the treaty was finally ratified by the senate after weeks of debate.
معاهده پس از هفتهها بحث، در نهایت توسط سنا تصویب شد.
the agreement was ratified unanimously, signaling a new era of cooperation.
توافقنامه به اتفاق آرا تصویب شد که نشاندهنده یک عصر جدید همکاری است.
the constitution was ratified by a majority vote in several states.
قانون اساسی با اکثریت آرا در چندین ایالت تصویب شد.
the merger agreement was ratified by shareholders at the annual meeting.
توافق ادغام توسط سهامداران در جلسه سالانه تصویب شد.
the international protocol was ratified by over 150 countries.
پروتکل بینالمللی توسط بیش از 150 کشور تصویب شد.
the new trade deal was ratified after lengthy negotiations.
توافق تجاری جدید پس از مذاکرات طولانی تصویب شد.
the amendment to the law was ratified last month.
اصلاحیه قانون ماه گذشته تصویب شد.
the organization's bylaws were ratified at the general assembly.
آئیننامه سازمان در مجمع عمومی تصویب شد.
the contract was formally ratified by both parties involved.
قرارداد توسط هر دو طرف ذینفع به طور رسمی تصویب شد.
the changes to the plan were ratified by the committee.
تغییرات در طرح توسط کمیته تصویب شد.
the candidate's appointment was ratified by the board of directors.
انتصاب نامزد توسط هیئت مدیره تصویب شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید