apraxias

[ایالات متحده]/ˈeɪ.præk.siː.əz/
[بریتانیا]/ˌæ.præk.ˈsiː.əz/

ترجمه

n. اختلال عصبی که با ناتوانی در برنامه‌ریزی و اجرای حرکات هدفمند مشخص می‌شود.

جملات نمونه

apraxias can affect a person's ability to perform everyday tasks.

اختلالات حرکتی می‌توانند بر توانایی فرد در انجام کارهای روزمره تأثیر بگذارند.

children with apraxias may struggle with speech and movement.

کودکانی که دچار اختلال حرکتی هستند ممکن است در صحبت کردن و حرکت مشکل داشته باشند.

therapists often develop strategies to help those with apraxias.

درمانگران اغلب استراتژی‌هایی را برای کمک به افراد مبتلا به اختلال حرکتی طراحی می‌کنند.

understanding the different types of apraxias is important for diagnosis.

درک انواع مختلف اختلال حرکتی برای تشخیص مهم است.

apraxias can be caused by brain injuries or neurological disorders.

اختلالات حرکتی می‌توانند ناشی از آسیب مغزی یا اختلالات عصبی باشند.

patients with apraxias may require speech therapy for improvement.

بیماران مبتلا به اختلال حرکتی ممکن است برای بهبود به درمان گفتار نیاز داشته باشند.

research on apraxias helps in developing effective treatment methods.

تحقیقات در مورد اختلال حرکتی به توسعه روش‌های درمانی موثر کمک می‌کند.

apraxias can lead to frustration and social withdrawal.

اختلالات حرکتی می‌توانند منجر به ناامیدی و انزوا اجتماعی شوند.

early intervention can make a significant difference for those with apraxias.

مداخله زودهنگام می‌تواند برای افراد مبتلا به اختلال حرکتی تفاوت قابل توجهی ایجاد کند.

family support is crucial for individuals dealing with apraxias.

حمایت خانواده برای افرادی که با اختلال حرکتی دست و پنجه نرم می‌کنند بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید