aptitudes

[ایالات متحده]/ˈæptɪtjuːdz/
[بریتانیا]/ˌæptɪˈtuːdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی‌ها یا استعدادهای ذاتی

عبارات و ترکیب‌ها

aptitudes for learning

توانایی‌های یادگیری

natural aptitudes

توانایی‌های طبیعی

identify one's aptitudes

تشخیص توانایی‌های فرد

aptitudes for problem-solving

توانایی‌های حل مسئله

جملات نمونه

she has a natural aptitude for mathematics.

او استعداد ذاتی برای ریاضیات دارد.

his aptitudes in art were evident from a young age.

استعداد او در هنر از سنین پایین آشکار بود.

they assessed the students' aptitudes for science.

آنها توانایی های دانش آموزان برای علم را ارزیابی کردند.

her aptitudes include leadership and communication.

استعدادهای او شامل رهبری و ارتباطات است.

he demonstrated strong aptitudes in problem-solving.

او توانایی های قوی در حل مسئله نشان داد.

different careers require different aptitudes.

مشاغل مختلف به توانایی های مختلف نیاز دارند.

teachers often help students discover their aptitudes.

معلم ها اغلب به دانش آموزان کمک می کنند تا استعدادهای خود را کشف کنند.

her aptitudes for languages impressed everyone.

استعداد او در زبان ها همه را تحت تاثیر قرار داد.

he lacks the aptitudes necessary for this job.

او فاقد توانایی های لازم برای این کار است.

identifying your aptitudes can guide your career choices.

شناسایی توانایی های شما می تواند انتخاب های شغلی شما را راهنمایی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید