abilities

[ایالات متحده]/əˈbɪlɪtiz/
[بریتانیا]/əˈbɪlɪtiz/

ترجمه

n. مهارت‌ها یا توانایی‌ها برای انجام کاری

عبارات و ترکیب‌ها

core abilities

توانایی‌های اصلی

abilities needed

توانایی‌های مورد نیاز

demonstrate abilities

نشان دادن توانایی‌ها

assess abilities

ارزیابی توانایی‌ها

develop abilities

توسعه توانایی‌ها

improve abilities

بهبود توانایی‌ها

special abilities

توانایی‌های ویژه

abilities test

آزمون توانایی‌ها

existing abilities

توانایی‌های موجود

abilities gap

شکاف توانایی‌ها

جملات نمونه

she demonstrated impressive abilities in public speaking.

او توانایی‌های چشمگیری در سخنرانی در جمع نشان داد.

the company seeks candidates with strong analytical abilities.

شرکت به دنبال نامزدهایی با توانایی‌های تحلیلی قوی است.

developing problem-solving abilities is crucial for success.

توسعه توانایی‌های حل مسئله برای موفقیت بسیار مهم است.

he has the abilities to lead the team effectively.

او توانایی رهبری موثر تیم را دارد.

we need to assess their technical abilities carefully.

ما باید توانایی‌های فنی آنها را با دقت ارزیابی کنیم.

her writing abilities are truly exceptional.

توانایی‌های نویسندگی او واقعاً برجسته است.

the training program aims to enhance their abilities.

برنامه آموزشی برای ارتقای توانایی‌های آنها طراحی شده است.

it's important to recognize and nurture individual abilities.

شناخت و پرورش توانایی‌های فردی مهم است.

the job requires a wide range of abilities.

این شغل به طیف گسترده‌ای از توانایی‌ها نیاز دارد.

he quickly adapted, proving his adaptability abilities.

او به سرعت سازگار شد و توانایی سازگاری خود را ثابت کرد.

the software utilizes advanced data processing abilities.

نرم افزار از توانایی های پیشرفته پردازش داده استفاده می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید