aquaplaned

[ایالات متحده]/ˌækwəˈplændd/
[بریتانیا]/ˌæk.wəˈplænɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vبه دلیل لایه‌ای از آب، کشش را بر روی سطح جاده از دست دادن.

جملات نمونه

the car aquaplaned on the wet road.

خودرو روی جاده خیس دچار لیز خوردن شد.

she felt scared when the vehicle aquaplaned.

وقتی خودرو دچار لیز خوردن شد، او ترسید.

driving too fast can cause your tires to aquaplane.

رانندگی با سرعت زیاد می‌تواند باعث لیز خوردن لاستیک‌های شما شود.

the truck aquaplaned during the heavy rain.

در طول باران شدید، کامیون دچار لیز خوردن شد.

he lost control of the car when it aquaplaned.

وقتی خودرو دچار لیز خوردن شد، او کنترل خودرو را از دست داد.

aquaplaned tires can lead to dangerous situations.

لاستیک‌های لیز خورده می‌توانند منجر به موقعیت‌های خطرناک شوند.

she learned to recognize when her car might aquaplane.

او یاد گرفت که چه زمانی ممکن است خودروی او دچار لیز خوردن شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید