aquarellist

[ایالات متحده]/ˈæk.wəˌrɛlɪst/
[بریتانیا]/ɑːkwerˈɛlɪst/

ترجمه

n. نقاشی که از آب رنگ استفاده می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

aquarellist's brushstrokes

ضربات قلم آبرنگ‌ساز

renowned aquarellist

آبرنگ‌ساز مشهور

an accomplished aquarellist

آبرنگ‌سازی توانا

amateur aquarellist

آبرنگ‌ساز آماتور

aquarellist's palette

سفره‌ی رنگ آبرنگ‌ساز

famous aquarellist paintings

نقاشی‌های مشهور آبرنگ‌ساز

aquarellist's exhibition

نمایشگاه آبرنگ‌ساز

the aquarellist's style

سبک آبرنگ‌ساز

جملات نمونه

she dreams of becoming a professional aquarellist.

او رویای تبدیل شدن به یک آبرنگ‌کار حرفه‌ای را دارد.

the aquarellist captured the beauty of the landscape.

آبرنگ‌کار زیبایی منظره را به تصویر کشید.

many aquarellists prefer to work outdoors.

بسیاری از آبرنگ‌کاران ترجیح می‌دهند در فضای باز کار کنند.

he learned the techniques of an aquarellist from his mentor.

او تکنیک‌های یک آبرنگ‌کار را از مربی خود آموخت.

the aquarellist used vibrant colors in her painting.

آبرنگ‌کار از رنگ‌های زنده در نقاشی خود استفاده کرد.

as an aquarellist, she enjoys experimenting with different styles.

همانطور که یک آبرنگ‌کار است، او از آزمایش با سبک‌های مختلف لذت می‌برد.

he showcased his work at the annual aquarellist exhibition.

او آثار خود را در نمایشگاه سالانه آبرنگ‌کاران به نمایش گذاشت.

the aquarellist's brushwork is truly impressive.

کار با قلم موی آبرنگ‌کار واقعاً چشمگیر است.

she often collaborates with other aquarellists on projects.

او اغلب با سایر آبرنگ‌کاران در پروژه‌ها همکاری می‌کند.

being an aquarellist requires patience and practice.

آبرنگ‌کار بودن نیاز به صبر و تمرین دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید