watercolourist

[ایالات متحده]/[ˈwɔːtəkʌlə(r)ɪst]/
[بریتانیا]/[ˈwɔːtərˌkʌlərɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد که نقاشی رنگ آبی می‌کند؛ یک هنرمند نقاشی رنگ آبی.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

a watercolourist

نقاش آبی

the watercolourist

نقاش آبی

talented watercolourist

نقاش آبی ماهر

famous watercolourist

نقاش آبی مشهور

young watercolourist

نقاش آبی جوان

becoming a watercolourist

شدن به نقاش آبی

experienced watercolourist

نقاش آبی تجربه‌دار

the watercolourist's work

کار نقاش آبی

meet the watercolourist

با نقاش آبی آشنا شوید

support watercolourists

حمایت از نقاشان آبی

جملات نمونه

the watercolourist skillfully blended blues and greens to depict the landscape.

نقاش آب رنگ به خوبی رنگ‌های آبی و سبز را مخلوط کرد تا منظره را نمایش دهد.

as a watercolourist, she found inspiration in the changing seasons.

به عنوان یک نقاش آب رنگ، او از تغییر فصل‌ها الهام گرفت.

he is a talented watercolourist known for his delicate washes.

او یک نقاش آب رنگ مهارت‌آمیز است که به خاطر رنگ‌های نرمش مشهور است.

the gallery showcased the watercolourist's latest collection of floral paintings.

گالری جدیدترین مجموعه نقاشی گیاهی نقاش آب رنگ را نمایش داد.

a keen observer, the watercolourist captured the light on the water.

به عنوان یک مشاهده‌گر حساس، نقاش آب رنگ نور روی آب را ثبت کرد.

the watercolourist used a limited palette to create a serene atmosphere.

نقاش آب رنگ از یک رنگ‌آمیز محدود برای ایجاد یک جو آرام استفاده کرد.

she mentored young artists, encouraging them to explore watercolour techniques.

او جوانان را راهنمایی کرد و آنها را تشویق کرد تا فنون نقاشی آب رنگ را کاوش کنند.

the watercolourist's style is characterized by loose, flowing brushstrokes.

سبک نقاش آب رنگ با چرخ‌های رنگی آزاد و جریان‌دار مشخص می‌شود.

the watercolourist experimented with different paper textures for unique effects.

نقاش آب رنگ با استفاده از بافت‌های مختلف کاغذ برای اثرات منحصر به فرد آزمایش کرد.

he admired the watercolourist's ability to convey emotion through color.

او از توانایی نقاش آب رنگ در انتقال احساسات از طریق رنگ استقبال کرد.

the watercolourist's workshop offered classes on landscape painting.

کلاس‌های نقاشی منظره در کارگاه نقاش آب رنگ ارائه می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید