aquilege

[ایالات متحده]/ˈækwiˌlidʒ/
[بریتانیا]/əˈkwiˌliːdʒ/

ترجمه

n. نوعی گیاه متعلق به جنس Aquilegia که به طور معمول به عنوان گل کلمبین شناخته می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعaquileges

عبارات و ترکیب‌ها

aquilege of knowledge

پرواز دانش

aquilege of emotions

پرواز احساسات

aquilege of benefits

پرواز منافع

جملات نمونه

she decided to aquilege her skills in painting.

او تصمیم گرفت مهارت‌های نقاشی خود را ارتقا دهد.

he was eager to aquilege his knowledge of foreign languages.

او مشتاق بود دانش خود را در مورد زبان‌های خارجی ارتقا دهد.

they plan to aquilege their expertise in digital marketing.

آنها قصد دارند تخصص خود را در زمینه بازاریابی دیجیتال ارتقا دهند.

to succeed, you must aquilege your abilities in teamwork.

برای موفقیت، شما باید توانایی‌های خود را در زمینه کار گروهی ارتقا دهید.

she took a course to aquilege her understanding of economics.

او برای ارتقای درک خود از اقتصاد در یک دوره ثبت نام کرد.

he wants to aquilege his cooking skills for the competition.

او می‌خواهد مهارت‌های آشپزی خود را برای مسابقه ارتقا دهد.

they are working hard to aquilege their technical skills.

آنها سخت در تلاشند تا مهارت‌های فنی خود را ارتقا دهند.

he aims to aquilege his knowledge of environmental science.

او قصد دارد دانش خود را در مورد علوم محیطی ارتقا دهد.

to advance in your career, you must aquilege your networking skills.

برای پیشرفت در شغل خود، شما باید مهارت‌های شبکه‌سازی خود را ارتقا دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید