arabesques

[ایالات متحده]/ˌærəˈbɛskz/
[بریتانیا]/ˌærəˈbɛskz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طراحی‌های تزئینی و پیچیده که اغلب شامل خطوط و منحنی‌های درهم تنیده الهام گرفته از هنر اسلامی است؛ نوعی حالت باله که در آن رقصنده بر روی یک پا ایستاده و پای دیگر را به سمت عقب کشیده و دستانش را به جلو دراز کرده است.

جملات نمونه

she decorated the room with beautiful arabesques.

او اتاق را با نقش‌های عربی زیبا تزئین کرد.

arabesques are often seen in islamic art.

نقش‌های عربی اغلب در هنر اسلامی دیده می‌شوند.

the dancer incorporated arabesques into her routine.

رقصنده نقش‌های عربی را در برنامه خود گنجاند.

he admired the intricate arabesques on the pottery.

او نقش‌های عربی پیچیده روی گلدان را تحسین کرد.

arabesques can add elegance to any design.

نقش‌های عربی می‌توانند ظرافت را به هر طرحی اضافه کنند.

the architecture featured stunning arabesques.

معماری دارای نقش‌های عربی خیره‌کننده بود.

she painted arabesques on the canvas.

او نقش‌های عربی را روی بوم نقاشی کرد.

arabesques can be found in many cultures.

نقش‌های عربی را می‌توان در بسیاری از فرهنگ‌ها یافت.

the calligrapher used arabesques to enhance the text.

خوشنویس از نقش‌های عربی برای افزایش زیبایی متن استفاده کرد.

learning to draw arabesques requires practice.

یادگیری نقاشی نقش‌های عربی نیاز به تمرین دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید