patterns

[ایالات متحده]/ˈpætənz/
[بریتانیا]/ˈpætərnz/

ترجمه

n.چندپوشی از الگُو؛ طرح‌ها یا الگوهای تکرار شونده
v.صحیح فعل pattern؛ تقلید کردن یا با طرح‌ها تزئین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

patterns emerge

الگوها ظاهر می‌شوند

recognize patterns

الگوها را تشخیص دهید

patterns repeat

الگوها تکرار می‌شوند

analyzing patterns

تجزیه و تحلیل الگوها

established patterns

الگوهای تثبیت شده

patterns change

الگوها تغییر می‌کنند

new patterns

الگوهای جدید

patterns show

الگوها نشان می‌دهند

patterns exist

الگوها وجود دارند

historical patterns

الگوهای تاریخی

جملات نمونه

we noticed recurring patterns in the data analysis.

ما الگوهای تکراری را در تحلیل داده‌ها متوجه شدیم.

the wallpaper had a beautiful floral pattern.

کاغذ دیواری دارای الگوی گلدار زیبا بود.

she recognized a pattern of behavior in his actions.

او یک الگوی رفتار را در اعمال او تشخیص داد.

the company followed a predictable sales pattern.

شرکت یک الگوی فروش قابل پیش‌بینی را دنبال کرد.

the architect used geometric patterns in the design.

معمار از الگوهای هندسی در طراحی استفاده کرد.

there's a clear pattern of increasing demand.

یک الگوی آشکار از افزایش تقاضا وجود دارد.

the weather follows a seasonal pattern each year.

هوا هر سال یک الگوی فصلی را دنبال می‌کند.

he identified a pattern of errors in the report.

او یک الگوی خطا را در گزارش شناسایی کرد.

the music had a repetitive rhythmic pattern.

موسیقی دارای یک الگوی ریتمیک تکراری بود.

the police investigated the unusual crime pattern.

پلیس الگوی جنایی غیرمعمول را بررسی کرد.

the fabric featured a striking paisley pattern.

پارچه دارای یک الگوی Paisley چشمگیر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید