arbitrageur

[ایالات متحده]/ˌɑ:bitræ'ʒə:/
[بریتانیا]/ˌɑrbɪtrɑˈʒɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در آربیتراژ مشغول است
Word Forms

جملات نمونه

The arbitrageur took advantage of price differences in different markets.

بازرگان از تفاوت قیمت در بازارهای مختلف استفاده کرد.

Successful arbitrageurs are skilled at quickly identifying opportunities.

بازرگانان موفق در شناسایی سریع فرصت‌ها مهارت دارند.

The arbitrageur made a profit by buying low and selling high.

بازرگان با خرید ارزان و فروش گران سود کرد.

Arbitrageurs play a key role in keeping markets efficient.

بازرگانان نقش مهمی در حفظ کارایی بازارها ایفا می‌کنند.

The arbitrageur monitors market trends closely to make informed decisions.

بازرگان به دقت روند بازار را رصد می‌کند تا تصمیمات آگاهانه بگیرد.

Experienced arbitrageurs can navigate complex financial markets with ease.

بازرگانان با تجربه می‌توانند به راحتی در بازارهای مالی پیچیده حرکت کنند.

Arbitrageurs need to react quickly to changing market conditions.

بازرگانان باید به سرعت به شرایط متغیر بازار واکنش نشان دهند.

The arbitrageur specializes in taking advantage of temporary market inefficiencies.

بازرگان در استفاده از ناکارآمدی‌های موقت بازار تخصص دارد.

Arbitrageurs often use advanced mathematical models to identify arbitrage opportunities.

بازرگانان اغلب از مدل‌های ریاضی پیشرفته برای شناسایی فرصت‌های بازرگانی استفاده می‌کنند.

The arbitrageur's success depends on their ability to execute trades efficiently.

موفقیت بازرگان به توانایی آنها در انجام معاملات به طور کارآمد بستگی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید