archdioceses

[ایالات متحده]/ˈɑːrkˌdaɪəˈsiːsiːz/
[بریتانیا]/ˌɑːrkdaɪˈoʊsiːsiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع آرچ‌دیوس. منطقه اداری تحت صلاحیت یک آرچ‌بی‌شاپ.

عبارات و ترکیب‌ها

relations between archdioceses

روابط بین حوزه‌های تشریفات

archdioceses in decline

حوزه‌های تشریفات در حال افول

managing multiple archdioceses

مدیریت چندین حوزه تشریفات

جملات نمونه

the archdioceses play a significant role in the catholic church.

اسقفیه‌های نقش مهمی در کلیسای کاتولیک ایفا می‌کنند.

several archdioceses have been established in the region.

چندین اسقف‌نشین در این منطقه ایجاد شده‌اند.

archdioceses often oversee multiple dioceses.

اسقفیه‌ها اغلب چندین حوزه‌ی قضایی را زیر نظر دارند.

the leaders of the archdioceses met to discuss important issues.

رهبران اسقفیه‌ها برای بحث در مورد مسائل مهم با هم ملاقات کردند.

each archdiocese has its own unique traditions.

هر اسقفیه دارای سنت‌های منحصر به فرد خود است.

archdioceses are often involved in community outreach programs.

اسقفیه‌ها اغلب در برنامه‌های ارتباط با جامعه مشارکت دارند.

the archdioceses provide support to local parishes.

اسقفیه‌ها از پارش‌های محلی حمایت می‌کنند.

many archdioceses are located in major cities.

بسیاری از اسقفیه‌ها در شهرهای بزرگ واقع شده‌اند.

archdioceses often host important religious events.

اسقفیه‌ها اغلب میزبان رویدادهای مذهبی مهم هستند.

the archdiocese's annual meeting was well attended.

جلسه سالانه اسقفیه با استقبال خوبی روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید