archiepiscopates

[ایالات متحده]/ˌɑːrkiˈɛpɪskɒpeɪt/
[بریتانیا]/ˌɑːrkɪˈɛpsɪskəˌpeɪt/

ترجمه

n. دفتر یا حوزهٔ اختیارات یک کشیش اعظم؛ دوره‌ای که یک کشیش اعظم در سمت خود فعالیت می‌کند.

جملات نمونه

the archiepiscopate plays a crucial role in the church hierarchy.

وظیفه اسقفیه نقش مهمی در سلسله مراتب کلیسا ایفا می‌کند.

he was appointed to the archiepiscopate after many years of service.

او پس از سال‌ها خدمت به وظیفه اسقفیه منصوب شد.

the archiepiscopate is responsible for overseeing multiple dioceses.

وظیفه اسقفیه مسئولیت نظارت بر حوزه‌های مختلف را بر عهده دارد.

she felt honored to be considered for the archiepiscopate.

او احساس افتخار می‌کرد که برای وظیفه اسقفیه در نظر گرفته شود.

the archiepiscopate has a significant influence on religious policies.

وظیفه اسقفیه تأثیر قابل توجهی بر سیاست‌های مذهبی دارد.

his views on the archiepiscopate were widely discussed in the community.

دیدگاه‌های او در مورد وظیفه اسقفیه به طور گسترده در جامعه مورد بحث قرار گرفت.

the archiepiscopate's decision affected many congregations.

تصمیم وظیفه اسقفیه بر بسیاری از جماعت‌ها تأثیر گذاشت.

she studied the history of the archiepiscopate in her thesis.

او تاریخچه وظیفه اسقفیه را در پایان‌نامه خود مطالعه کرد.

there was a ceremonial event to celebrate the new archiepiscopate.

یک رویداد تشریفاتی برای بزرگداشت وظیفه اسقفیه جدید وجود داشت.

the archiepiscopate often collaborates with local leaders.

وظیفه اسقفیه اغلب با رهبران محلی همکاری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید