aridnesses

[ایالات متحده]/ˈærɪdnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɛrɪdnəsiz/

ترجمه

n. وضعیت یا شرایط خشک بودن؛ خشکی.

جملات نمونه

the aridnesses of the desert can be quite challenging for travelers.

خشکسالی‌های صحرا می‌تواند برای مسافران بسیار چالش‌برانگیز باشد.

farmers are concerned about the aridnesses affecting crop yields.

کشاورزان نگران هستند که خشکسالی بر عملکرد محصول تأثیر بگذارد.

many species struggle to survive in regions with extreme aridnesses.

بسیاری از گونه‌ها برای زنده ماندن در مناطق با خشکسالی شدید تلاش می‌کنند.

the aridnesses of the climate have led to water shortages.

خشکسالی‌های آب و هوا منجر به کمبود آب شده است.

scientists study the aridnesses to understand climate change.

دانشمندان خشکسالی‌ها را برای درک تغییرات آب و هوایی مطالعه می‌کنند.

urban areas are also facing increasing aridnesses due to development.

مناطق شهری نیز به دلیل توسعه با افزایش خشکسالی مواجه هستند.

in literature, aridnesses often symbolize emotional desolation.

در ادبیات، خشکسالی‌ها اغلب نمادی از رها شدن عاطفی هستند.

the aridnesses of the landscape create a unique beauty.

خشکسالی‌های منظره یک زیبایی منحصر به فرد ایجاد می‌کند.

conservation efforts aim to combat the effects of aridnesses.

تلاش‌های حفاظتی برای مقابله با اثرات خشکسالی‌ها هدف گذاری شده‌اند.

understanding aridnesses is crucial for sustainable agriculture.

درک خشکسالی‌ها برای کشاورزی پایدار بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید